السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )

343

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )

معروضش كه منشأ انتزاعش مىباشد ، مابازاى خارجى دارد . يعنى وقتى مىگوييم : انسان ممكن الوجود است ، چنين نيست كه در خارج امرى به نام امكان كه وجود خاصى براى خودش دارد ، بر انسان عارض شده باشد ، آن‌گونه كه علم ، شجاعت ، و لذت بر انسان عارض مىشوند ، بلكه وقتى ذهن ماهيت انسان را من حيث هى اعتبار مىكند و آن را نه مقتضى وجود مىبيند و نه مقتضى عدم ، وصف امكان را از آن انتزاع كرده و بر آن حمل مىكند . دراين‌باره در فصل بعد و نيز در خاتمهء اين بخش باز هم گفت‌وگو خواهيم كرد . اما امكان استعدادى امرى وجودى بوده و مابازاى خارجى دارد و به عبارتى ، امرى حقيقى است نه امرى اعتبارى . « 1 » در مباحث آينده به مناسبت‌هاى گوناگون مجددا دربارهء امكان استعدادى صحبت خواهيم كرد . « 2 » در آن‌جا به خوبى تبيين خواهد شد كه امكان استعدادى يك عرض است كه بر ماده عارض مىشود ، و نسبتش به ماده نسبت جسم تعليمى ( حجم ) - كه نوعى كميت است - به جسم طبيعى مىباشد . پس همان‌گونه كه جسم طبيعى جوهرى است داراى امتداد در جهات سه‌گانه ، بىآن‌كه ذاتا اقتضاى امتداد خاص و طول و عرض و عمق معينى داشته باشد و اين جسم تعليمى است كه به عنوان يك عرض مىآيد و به امتداد جسم طبيعى تعيّن داده و آن را داراى حجم مشخصى مىسازد ، هم‌چنين ماده ، جوهرى است كه قابليت و قوّه و پذيرش صرف است ، اما اين‌كه قابليت براى چه چيزى باشد ، در ذات آن مأخوذ نيست ، و اين امكان استعدادى است كه به عنوان يك كيفيت بر آن عارض شده و به آن تعين مىدهد ، يعنى به ماده‌اى كه قابليت صرف است ، جهت مىدهد ، و آن را با شىء يا اشياى خاصى مرتبط مىسازد .

--> ( 1 ) . گاهى اين‌گونه تعبير مىشود كه امكان ذاتى از معقولات ثانيهء فلسفى است كه اتصافشان خارجى و عروضشان ذهنى مىباشد ، اما امكان استعدادى از معقولات اوليه و مفاهيم ما هوى است كه هم اتصافشان خارجى است و هم عروضشان . ( 2 ) . ر . ك : فصل دهم از بخش ششم ؛ و فصل اول و سيزدهم از بخش دهم .