السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )
339
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )
مىكند ، درش تناقض يافته و به امتناع وقوعش حكم مىكند ، مانند : تقدّم شىء بر خود ، تسلسل در سلسلهء علل و توقف شىء بر خود . چنين چيزى ممتنع ذاتى است . در برابر ممكن ذاتى ، كه ذاتش مناط و ملاك حكم عقل به امتناع نيست . امّا گاهى ذات شىء مناط حكم عقل به استحاله نيست ، يعنى در ذاتش تناقضى وجود ندارد ، ولى اگر تحقق پيدا كند مستلزم محال مىباشد . يعنى شرايطى وجود دارد كه اگر آن شىء در آن شرايط تحقق پيدا كند ، وقوعش مستلزم يك امر محال مىباشد . مثلا حرارت در صورت نبودن آتش و هر وسيلهء گرمازاى ديگر ، امتناع وقوعى دارد ، زيرا اگر اين حرارت تحقق يابد ، معلول بدون علت تحقق يافته . و تحقق معلول بدون علت ممتنع ذاتى است . حال اگر شيئى نه امتناع ذاتى داشته باشد و نه امتناع وقوعى ، امكان وقوعى دارد ، يعنى علاوه بر آنكه ذاتش ممكن است ، وقوعش نيز ممكن مىباشد . از اينجا دانسته مىشود كه امكان وقوعى بيانگر سلب امتناع بالذات و امتناع بالغير از طرف موافق قضيه است . يعنى اگر گفته شود : « الف امكان وقوعى دارد » ، معنايش آن است كه وجودش نه امتناع ذاتى دارد و نه امتناع غيرى ؛ همانطور كه امكان عام از طرف مخالف قضيه سلب ضرورت مىكند ، يعنى اگر گفته شود : « الف امكان عام دارد » ، معنايش آن است كه عدم ضرورى نيست ، كه لازمهاش سلب امتناع از طرف موافق قضيه است . فرق ميان امكان وقوعى و امكان عام بايد توجه داشت كه امكان عام فقط ضرورت ذاتى را از طرف مخالف قضيه سلب مىكند و بنابراين ، لازمهاش نفى امتناع ذاتى از جانب موافق قضيه است ، و نفيا و اثباتا متعرض ضرورت بالغير و امتناع بالغير نمىباشد . بنابراين ، مضمون امكان عام ، اعم از امكان وقوعى است ، چراكه امكان وقوعى علاوه بر امتناع ذاتى ، امتناع غيرى را نيز از طرف موافق قضيه سلب مىكند .