السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )
340
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )
امكان استعدادى با ملاحظهء اشياء موجود در عالم طبيعت دانسته مىشود كه هريك از اين اشيا به گونهاى هستند كه قابليت و آمادگى تبديل به اشياى ديگر در آنها هست ، در غير اين صورت ، جهان طبيعت فاقد هرگونه تغيير و تحولى مىبود . اما نكتهاى كه بايد بدان توجه داشت اينكه ارتباط مذكور ميان هر شيئى با هر شيئى برقرار نيست ، يعنى چنان نيست كه هر بذرى فرضا قابليت آن را داشته باشد كه هر گياهى را بروياند ، بلكه از دانهء گندم ، تنها گياه گندم و از دانهء جو ، فقط گياه جو مىرويد . حاصل آنكه هر شيئى در عالم طبيعت خصوصيتى دارد كه به واسطهء آن خصوصيت مىتواند به شىء يا اشياء خاصى تبديل شود . مثلا نطفهء انسان خصوصيتى دارد كه به واسطهء ان خصوصيت مىتواند به انسان تبديل شود . اين خصوصيت از يك طرف ، به نطفه مربوط است و از طرف ديگر ، به انسان . حال اگر آن خصوصيت را به نطفه نسبت دهيم ، يعنى آن را وصف براى نطفه قرار دهيم ، « استعداد » ناميده مىشود و مىگوييم : « نطفه استعداد انسان شدن دارد » . اما اگر همين خصوصيت را به انسان نسبت دهيم ، يعنى آن را وصف براى انسان در نظر بگيريم ، « امكان استعدادى » ناميده مىشود و مىگوييم : « انسان امكان دارد در نطفه پديد آيد » . بنابراين ، امكان استعدادى ذاتا همان استعداد بوده و مغايرتش با آن اعتبارى است . يعنى يك حقيقت است كه به اعتبار اضافهاش به مستعد ، استعداد ناميده مىشود و به اعتبار اضافهاش به مستعد له ، امكان استعدادى خوانده مىشود . فرق ميان امكان استعدادى و امكان ذاتى و الفرق بينه و بين الامكان الذاتىّ : أنّ الامكان الذاتىّ ، كما سيجئ ، اعتبار تحليلىّ عقلىّ يلحق الماهيّة المأخوذة من حيث هى ، و الامكان الاستعدادىّ صفة وجوديّة تلحق الماهيّة الموجودة ؛ فالامكان الذاتىّ يلحق الماهيّة الانسانيّة المأخوذة من حيث هى ، و الامكان الاستعدادىّ يلحق النّطفة