السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )

338

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )

و غيره اعتبارا ، فانّ تهيّؤ الشّىء لأن يصير شيئا آخر ، له نسبة إلى الشىء المستعدّ ، و نسبة إلى الشىء المستعدّ له ؛ فبالاعتبار الأوّل يسمّى « استعدادا » فيقال مثلا : النطفة لها استعداد أن تصير إنسانا ؛ و بالاعتبار الثانى يسمّى « الامكان الاستعدادىّ » فيقال : الانسان يمكن أن يوجد فى النّطفة . گاهى امكان به دو معناى ديگر به كار مىرود : 1 . امكان وقوعى : امكان وقوعى يك پديده بيانگر آن است كه از فرض تحقق يافتن آن پديده امر محالى لازم نمىآيد ، يعنى تحققش نه امتناع ذاتى دارد و نه امتناع غيرى . و اين در واقع نفى امتناع از طرف موافق [ قضيه ] است ، چنان‌كه امكان عام ، ضرورت را از طرف مخالف [ قضيه ] سلب مىكند . 2 . امكان استعدادى : همان‌طور كه ديگران گفته‌اند ، امكان استعدادى ذاتا همان استعداد است ، و فقط يك نحوه مغايرت اعتبارى با آن دارد . توضيح آن‌كه : حالت آمادگى يك پديده [ مانند نطفه ] براى تبديل شدن به پديدهء ديگر [ مانند انسان ] ، از طرفى با پديدهء اول ( مستعد ) مرتبط است و از طرف ديگر ، با پديدهء دوم ( مستعد له ) پيوند خورده است . حال ، اگر اين آمادگى خاص در ارتباط با مستعد ملاحظه شود ، « استعداد » ناميده مىشود ، و مثلا مىگويند : « نطفه استعداد آن را دارد كه انسان شود . » و اگر در ارتباط با مستعدّ له در نظر گرفته شود ، « امكان استعدادى » نامش نهند ، و مثلا مىگويند : « انسان امكان آن را دارد كه در نطفه پديد آيد . » در اين قسمت به دو اصطلاح ديگر براى واژهء امكان اشاره مىشود : يكى « امكان وقوعى » و ديگرى « امكان استعدادى » . امكان وقوعى امكان وقوعى در برابر امتناع وقوعى است ، همان‌گونه كه امكان ذاتى در برابر امتناع ذاتى است . يك شىء گاهى به گونه‌اى است كه ذاتش ملاك و مناط حكم عقل به استحاله مىباشد ، يعنى وقتى عقل آن را با قطع‌نظر از هر امر ديگرى ملاحظه