السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )

313

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )

ديگرى است . در صورت اول - با توجه به آن‌كه علت لزوما تقدم وجودى بر معلول خويش دارد [ و در رتبهء قبل از آن موجود مىباشد ] - ماهيت واجب تقدم وجودى بر وجود واجب خواهد داشت [ و بايد در مرتبهء مقدم بر آن موجود باشد . ] حال ، تحقق ماهيت در رتبهء قبل ، يا به واسطهء همين وجود است كه در اين صورت تقدم شىء بر خودش لازم مىآيد كه امرى است محال و نشدنى ، و يا به واسطهء وجود ديگرى مىباشد كه در اين صورت ، نقل كلام به آن وجود دوم مىكنيم و تسلسل لازم مىآيد . اما اگر علت وجود واجب چيزى ديگر ، غير از ذات او باشد ، وجود واجب معلول بيگانه خواهد بود ، و اين با وجوب ذاتى واجب ناسازگار است . همان‌گونه كه پيش از اين اشارت رفت ، در اين بخش ، از انقسام وجود به واجب و ممكن ، و احكام هريك از اين دو قسم گفت‌وگو مىشود . يكى از احكامى كه دربارهء واجب الوجود بيان مىشود ، آن است كه « ماهيت واجب الوجود همان انيّت و تحقق و هستى اوست » كه موضوع بحث اين فصل مىباشد . شايان ذكر است كه فلاسفه معمولا اين بحث را هم در امور عامه مطرح مىكنند و هم در الهيات به معناى اخص ؛ در امور عامه به مناسبتى كه ذكر شد ، و در الهيات به معناى اخص ، به خاطر آن‌كه موضوعش واجب الوجود است ، و يكى از احكام واجب الوجود همين است كه واجب ، ماهيتى زائد بر وجودش ندارد . حضرت علامه در نهاية الحكمة نيز اين بحث را هم در امور عامه با عنوان « ان واجب الوجود بالذات ، ماهيّته انيّته » و هم در الهيات بالمعنى الاخص با عنوان « انّ الواجب لذاته لا ماهيّة له » مطرح كرده‌اند . پيش از ورود در اصل بحث يادآورى چند مطلب ضرورى است : مقصود از ماهيت در عنوان فصل 1 . واژهء « ماهيت » دو اصطلاح دارد : الف . ماهيت به معناى « ما يقال فى جواب ما هو » يعنى آن‌چه در پاسخ از چيستى