السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )
274
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )
ذهن خواهد آمد كه همان ماهيت آنها را تشكيل مىدهد . لذا بهتر آن است كه گفته شود : « وجود رابط از آن جهت كه وجود رابط است ، ماهيت ندارد » ، زيرا لحاظى كه به وجود رابط بما هو رابط تعلق مىگيرد هميشه لحاظ غير استقلالى است . ( دقت شود . ) حكم دوم و ثانيا : أنّ تحقّق الوجود الرابط بين أمرين يستلزم اتحادا مّا بينهما ، لكونه واحدا غير خارج من وجودهما . و ثانيا : تحقق وجود رابط ميان دو امر ، مستلزم نوعى اتحاد بين آن دو است . زيرا وجود رابط در عين حال كه « يك » شىء است داخل در وجود هر دوى آنها مىباشد . تحقق وجود رابط ميان دو چيز ، موجب مىگردد كه نوعى اتصال و پيوستگى و اتحاد وجودى ميان آن دو برقرار شود ، به دليل اينكه آن وجود رابط ، حقيقت واحدى است كه در عين وحدت ، قائم به طرفين و موجود در طرفين مىباشد ، يعنى يك چيز است در دو چيز ، و يك حقيقت است كه مستهلك در دو حقيقت مىباشد ، و اين تنها در صورتى امكانپذير است كه آن دو حقيقت ، نوعى يگانگى و پيوستگى و اتحاد با يكديگر داشته باشند ، و گرنه هرگز وجود رابط ، با حفظ وحدت شخصى خود نمىتواند در آنها تحقق يابد . يك نكته حضرت علّامه در نهاية الحكمة به جاى استلزام ، واژهء « ايجاب » را كه اخصّ از استلزام است ، به كار برده و فرمودهاند : « انّ تحقّق الرابط بين طرفين يوجب نحوا من الاتحاد بينهما » . و اين تعبير اشاره به آن است كه آنچه مايهء اتحاد ميان طرفين وجود رابط است ، همان وجود رابط مىباشد ، بهگونهاى كه اگر آن وجود رابط زايل گردد ، اتحاد و پيوستگى ميان دو طرف نيز از بين مىرود . و چون كلام حضرت علامه در نهايه مفسّر كلام ايشان در بدايه است ، ما در شرح كلام ايشان تعبير ايجاب را آورديم .