السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )
234
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )
در اين قسمت اشكالى كه محقق بزرگوار ، ملّا هادى سبزوارى « 1 » - ره - بر نظريهء صدر المتألهين وارد ساخته ، بررسى شده است . محقق سبزوارى اين بخش از كلام صدر المتألهين را كه « علم ، كيف بالذات و صورتهاى ذهنى ، كيف بالعرض مىباشند » نپذيرفته و آن را ردّ كرده است . آنچه در متن آمده عين عبارت محقق سبزوارى در شرح منظومه « 2 » است . براى توضيح كلام وى ضرورى است اشارهاى داشته باشيم به برخى از مطالبى كه در شرح منظومه پيش از اين قسمت بيان شده ، چراكه در ارتباط كامل با آن مىباشد . نظرى بر آنچه محقق سبزوارى در شرح منظومه آورده محقق سبزوارى در شرح منظومه ، پس از بيان نظريهء صدر المتألهين - مبنى بر اينكه صورتهاى ذهنى ، به حمل اوّلى ، هركدام از مقولهء خاص خود مىباشند ، اما به حمل شايع كيف نفسانى هستند - به صورت « ان قلت قلت » شبهاتى را كه پيرامون نظريهء ملا صدرا مطرح شده و يا ممكن است مطرح شود ، ذكر كرده و به آنها پاسخ
--> ( 1 ) . حاج ملا هادى سبزوارى پس از ملّا صدرا ، مشهورترين حكماى الهى سه چهار قرن اخير است . حاجى سبزوارى در 1212 ، در سبزوار متولد شد ، هفت ساله بود كه پدرش مرد ، و در ده سالگى براى تحصيل به مشهد مقدس رفت ، و ده سال اقامت كرد . شهرت حكماى اصفهان او را به اصفهان كشانيد . در حدود هفت سال از محضر ملا اسماعيل دربكوشكى اصفهانى استفاده كرد و ضمنا در همان وقت دو سه سالى اواخر دورهء حكيم نورى را درك كرد . سپس به مشهد مراجعت كرد و چند سالى در مشهد به تدريس پرداخت . آنگاه عازم بيت اللّه شد . در مراجعت اجبارا دو سه سالى در كرمان اقامت كرد . در مدت اقامت در كرمان براى اينكه نفس خود را تربيت كند ، و رياضت دهد ، سعى كرد ناشناخته بماند ، و در همه مدت به كمك خادم مدرسه ، به خدمت طلاب قيام مىكرد . بعد دختر همان خادم را به زنى گرفت و رهسپار سبزوار شد . قريب چهل سال بدون آنكه حتى يك نوبت از آن شهر خارج شود در آن شهر توقف كرد و به كار مطالعه و تحقيق و تدريس و تأليف و عبادت و رياضت نفس و تربيت شاگردان پرداخت ، تا عمرش به پايان رسيد . حكيم سبزوارى فوق العاده خوشبيان و خوشتقرير بود . با شور و جذبه تدريس مىكرد ، او گذشته از مقامات علمى و حكمى ، از ذوق عرفانى سرشارى برخوردار بود ، به علاوه مردى با انضباط ، اهل مراقبه ، متعبد ، متشرع و بالاخره سالك الى اللّه بود . مجموع اينها سبب شده بود كه شاگردان او به او تا سرحد عشق ارادت بورزند . حكيم سبزوارى به فارسى و به عربى شعر مىسروده و در اشعارش به « اسرار » تخلص مىكرده است . او در سال 1289 ، در يك حالت جذبه مانندى ، درگذشت . ( ر . ك : خدمات متقابل اسلام و ايران ، ص 537 - 539 ) . ( 2 ) . ص 31 و 32 . محقق سبزوارى در تعليقهء خويش بر اسفار نيز اين اشكال را ذكر كرده است . ر . ك : اسفار ، ج 1 ، ص 298 .