السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )
214
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )
نتّصف به . پاسخهاى گوناگونى به اين اشكال داده شده ، از جمله اينكه : « علم غير از معلوم » است . بنابراين ، هنگامى كه ماهيتى از ماهيات خارجى در ذهن مىآيد ما دو امر داريم : امر اوّل ، ماهيتى است كه به همان صورت كه در خارج بوده به ذهن آمده است ، و اين همان « معلوم » ماست كه وابسته به نفس نبوده بلكه قائم به خود است ، و حصولش در ذهن بسان تحقق يك شىء در زمان و مكان مىباشد . امر دوّم ، وصفى است براى نفس و وابسته به آنكه به وسيلهء آن ، جهل از نفس زدوده مىشود ، و اين همان « علم » است . بنابراين ، « معلوم از همان مقولهء خارجى خود مىباشد ، هرچه باشد : جوهر يا كم يا غير آن ، ولى « علم » هميشه كيف نفسانى است . ازاينرو ، نه اجتماع دو مقوله در يك شىء لازم مىآيد و نه اجتماع دو نوع از يك مقوله . ضعف اين جواب در آن است كه با آنچه آشكارا در خود مىيابيم ، ناسازگار مىباشد . زيرا [ ما وجدانا درك مىكنيم ] صورتى كه هنگام علم به يك شىء در نفس ما تحقق مىيابد همان چيزى است كه جهل را از ما مىزدايد و وصفى مىشود كه ما بدان متصف مىگرديم . فاضل قوشچى « 1 » براى حلّ اشكال ياد شده و اشكالهايى مانند آن ، گفته است كه اين اشكالها مبتنى بر اتحاد علم و معلوم در ذهن است ، « 2 » درحالىكه علم و معلوم در ذهن ما دو چيز جدا از هماند كه هركدام حكم خاص خود را دارند . به عنوان مثال ، وقتى ما درختى را تصور مىكنيم دو چيز در ذهن ما تحقق پيدا مىكند : الف : ماهيت درخت ، كه متصوّر و معلوم ماست . نسبت اين ماهيت به ذهن ،
--> ( 1 ) . علاء الدين على بن محمد سمرقندى ، عالم و رياضىدان و متكلم ايرانى ( فوت در استانبول ، در سال 879 ه . ق . ) وى به فرمان سلطان الغ بيگ مأمور تشكيل رصدخانهء سمرقند گرديد ، و زيج الغ بيگى را به پايان رسانيد . پس از مرگ سلطان به سفر حج رفت و مورد توجه اوزوق آق قويلو شد و از جانب وى به سفارت و عقد مصالحه به دربار سلطان محمد خان ثانى به استانبول رفت . پس از عقد صلح بار ديگر به استانبول بازگشت و مدرس مدرسهء اياصوفيا شد . از تأليفات اوست : حاشيهء شرح كشّاف تفتازانى ، شرح تجريد خواجه ، رسالهء محمديه ، هيئت فارسى ، العقود الزواهر ، محبوب الحمايل . ( 2 ) . مقدمهء دوم از مقدمات پنجگانهء اشكال .