السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )
208
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )
يعمّ الجوهر الذهنىّ أيضا و يصدق عليه ؛ لأنّ المأخوذ فى رسم الجوهر أنّه « ماهيّة إذا وجدت فى الخارج وجدت لا فى موضوع » فمن الجائز أن يقوم فى الذّهن فى موضوع ، و هو إذا وجد فى الخارج كان لا فى موضوع . هذا ؛ و أمّا دخول الماهيّة الواحدة تحت مقولتين ، كالجوهر و الكيف ، و كالكمّ و الكيف ، و المقولات متباينات به تمام الذوات ؛ فاستحالته ضروريّة لا مدفع لها . گفتهاند : اين اشكال دشوارتر از اشكال اول است ، زيرا اينكه يك امر واحد ، هم جوهر باشد و همعرض ، چندان مشكلى پديد نمىآورد ، چون مسئلهء جدايى و تباين ذاتى كه در مقولات مطرح است در واقع بين جوهر و كيف و كم و ساير مقولات است ، اما مفهوم « عرض » - يعنى چيزى كه وابسته به موضوع است - خود ، عرض عامى است كه بر نه عدد از مقولات صدق مىكند ، و هيچ مانعى ندارد كه شامل جوهر ذهنى نيز بشود و بر آن هم صدق كند ؛ زيرا در تعريف جوهر آوردهاند كه : « جوهر ماهيتى است كه اگر در خارج موجود شود وجودش وابسته به موضوع نمىباشد » . پس مانعى ندارد كه جوهر اگر در ذهن موجود شود ، وجودش وابسته به موضوع باشد ، درحالىكه اگر در خارج موجود شود وجودش مستقل از موضوع مىباشد . اما اينكه يك ماهيت در دو مقوله داخل باشد ، مانند جوهر و كيف ، يا كم و كيف ، با توجه به جدايى كامل مقولات از يكديگر ، محال بودنش روشن است و هيچچيز اين استحاله را بر طرف نمىسازد . براى توضيح مطلب اين قسمت لازم است مقدمهء كوتاهى را از نظر بگذرانيم و آن اينكه : بنابر تقسيمبندى ارسطو ، كه مورد قبول غالب حكماى پس از وى نيز واقع شده ، هر شىء ممكن الوجودى در يكى از مقولات دهگانهء زير داخل مىباشد : 1 . جوهر ، 2 . كيف ، 3 . كم ، 4 . اضافه ، 5 . متى ، 6 . أين ، 7 . فعل ، 8 . انفعال ، 9 . جده ، 10 . وضع . شرح هريك از اين مقولات در بخش ششم به خواست خداى متعال خواهد آمد .