السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )
202
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )
موجود نمىشود و در اين دليل ، بر روى صرافت پارهاى از مفاهيم تأكيد شده و اينكه ماهيت به وصف صرافت در خارج موجود نمىشود . مقدمات اين دليل به اين صورت تنظيم مىشود : مقدمهء نخست : ما ماهيت را بهطور صرف و بدون خصوصيات فردى تصور مىكنيم . مقدمهء دوم : تصور ، يك اشارهء عقلى است . مقدمهء سوم : اشاره بدون مشار اليه قابل تحقق نيست . مقدمهء چهارم : ماهيت بهطور صرف و بدون مشخصات فردى نمىتواند در خارج موجود شود . نتيجه : وقتى صرف يك حقيقت را تصور مىكنيم ، بايد آن حقيقت در موطن ديگرى غير از خارج تحقق داشته باشد ، و آن موطن همان ذهن است . يك نكته ممكن است گفته شود : ادلهء سهگانهء فوق ، گرچه اصل وجود ذهنى را فى الجمله اثبات مىكند ، امّا براى تبيين كامل نظريهء حكما ، حتى همان قسمت اوّل نظريهء ايشان ، كفايت نمىكند . توضيح اينكه : فلاسفه مدعى هستند تمام علوم و ادراكات و تصورات ما ، اشيايى هستند كه در ذهن ما موجودند ، خواه در خارج معدوم باشند يا نباشند ، و خواه كلى باشند يا نباشند ، و خواه صرف باشند يا نباشند . اما هيچكدام از ادلهء ياد شده ، اين نتيجهء كلى را ارائه نمىدهد . زيرا دليل اوّل تنها اثبات مىكند كه امورى كه در خارج معدومند و در عين حال ، موضوع قضاياى موجبه واقع مىشوند ، در ذهن وجود و تحقق دارند ، و اين دليل امورى را كه در خارج موجودند ، شامل نمىشود . دليل دوم نيز فقط اين را اثبات مىكند كه تصورات كلى ما در ذهن ما موجود هستند و شامل تصورات جزيى نمىشود ، و از دليل سوم تنها اين نتيجه به دست مىآيد كه حقايقى كه بهطور صرف تصرف مىشوند در ذهن موجودند و دربارهء تصور حقايق غير صرف و مشوب به عوارض ، قضاوتى ندارد .