السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )
203
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )
در پاسخ مىگوييم : با ضميمه كردن يك مقدمه به استدلالهاى بالا مىتوان اين نقص و كمبود را بر طرف كرد ، و آن اينكه بگوييم : « و لا نرتاب انّ جميع ما نعقله من سنخ واحد » ؛ « 1 » يعنى همهء ادراكات و علوم ما از يك سنخ است . نحوهء درك ما از امور عدمى نظير نحوهء درك ما از امور وجودى است ، و نيز نحوهء درك ما از كليات همانند علم ما به جزئيات است ، همچنين آگاهى ما از يك حقيقت صرف ، نظير آگاهى ما از يك حقيقت مشوب و مخلوط با قيود است . پس اگر ثابت شود كه علم ما به بعضى از چيزها به واسطهء وجود ذهنى آنهاست ، علم ما نسبت به ساير امور نيز به همين صورت خواهد بود . اشكالهاى نظريهء وجود ذهنى - اشكال اوّل قد استشكل على وجود الماهيّات فى الذّهن - بمعنى حصولها بأنفسها فيه - اشكالات : الاشكال الأوّل : أنّ القول بحصول الماهيّات بأنفسها فى الذّهن يستلزم كون الشىء الواحد جوهرا و عرضا معا ، و هو محال . بيان الملازمة : أنّ الجوهر المعقول فى الذهن جوهر ، بناء على انحفاظ الذاتيّات ؛ و هو بعينه عرض ، لقيامه بالنّفس قيام العرض بمعروضه . و أمّا بطلان اللازم ، فللزوم كونه قائما بالموضوع و غير قائم به . بر نظريه اول ، كه مىگفت : ماهيات در ذهن وجود دارند - بدين معنا كه خود آنها [ و نه شبحشان ] در ذهن تحقق دارند - اشكالهايى وارد شده [ كه به بررسى آنها مىپردازيم : ] اشكال اوّل : اعتقاد به تحقق داشتن خود ماهيات در ذهن ، مستلزم آن است كه يك امر ، هم جوهر باشد و هم عرض ، و اين محال است . توضيح ملازمه آن است كه جوهرى كه در ذهن ، تعقل و تصور مىشود [ از طرفى ، ] جوهر است - زيرا برطبق نظريهء مورد بحث ، ذاتيات شىء تصور شده محفوظ مىماند - و [ از طرف ديگر ، ] همان شىء ، عرض نيز هست . چون وابسته به نفس است ،
--> ( 1 ) . نهاية الحكمة ، ص 35 .