السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )

104

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )

مراد از وجود در اين بحث ، حقيقت خارجى وجود مىباشد ، نه مفهوم ذهنى آن . بنابراين ، بحث دربارهء تخصّص و امتيازى است كه در حقيقت خارجى وجود راه دارد . اين تخصّص به سه نحو مىباشد . براى روشن شدن انحاء سه‌گانهء تخصّص وجود ، توجه به مثال زير راه‌گشاست : نور و وجوه سه‌گانهء تخصّص فرض كنيد در اين عالم فقط يك نور وجود دارد : نور خورشيد . در اين صورت ، اين نور سه نوع تخصص خواهد داشت : اوّلا : مجموع اين نور ، به عنوان حقيقتى واحد ، در برابر ظلمت و تاريكى قرار گرفته و كاملا از آن امتياز مىيابد و اين امتياز ، به چيزى نيست جز همان حقيقت نور . بنابراين ، نور موردنظر ، با نفس ذات خود ، از ظلمت امتياز مىيابد و اين ، نخستين مرحلهء تخصص اين حقيقت مىباشد . اين نوع از تخصص ، برخاسته از ذات نور بوده و به كل حقيقت نور ، به عنوان يك امر واحد ، مربوط مىشود . ثانيا : اين نور ، هرچه به خورشيد نزديك‌تر باشد ، شديدتر ، روشن‌تر و قوىتر مىگردد و هرچه از آن دور تر باشد ، ضعيف‌تر و كم فروغ‌تر مىشود . به ديگر سخن ، اين نور داراى مراتبى است و هريك از اين مراتب ، ويژگى خاصى دارد و از ديگر مراتب جدا مىباشد و اين ، خود نوعى تخصص است كه مرتبه‌اى از نور ، نسبت به ديگر مراتب ، پيدا مىكند . منشأ و خاستگاه اين تخصص ، چيزى خارج از حقيقت نور نيست ، بلكه همان درجات مختلف شدت و ضعف نور است كه مراتب گوناگون نور را به وجود مىآورد ، به گونه‌اى كه هر درجهء خاص از شدت و ضعف ، گرچه مقوّم حقيقت نور نيست ، مقوّم مرتبهء خاصى از نور بوده و بيرون از آن مرتبهء خاص نمىباشد . ثالثا : اين نور ، در اثر تابش بر پديده‌هاى گوناگون و اضافهء به آنها ، امتياز و تخصّصى ديگر مىيابد : نورى كه بر ديوار تابيده و آن را روشن كرده غير از نورى