السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )

105

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )

است كه بر ميز و صندلى تابيده است . اين نوع از تخصّص ، اوّلا و بالذات به اشيايى مربوط است كه نور بر آنها تابيده و ثانيا و بالعرض ، به نور نسبت داده مىشود . يعنى چون ديوار غير از ميز و صندلى است و از آن امتياز دارد ، نور تابيده بر ديوار نيز غير از نور تابيده شده بر ميز و صندلى مىباشد . حقيقت وجود و وجوه سه‌گانهء تخصص نسبت به حقيقت وجود نيز سه نحوه از تخصّص تصوير مىشود : اولا : حقيقت وجود ذاتا در برابر عدم قرار مىگيرد و با نفس ذات خود از آن امتياز مىيابد . اگر كل هستى را در نظر بگيريم ، با همهء مراتب و درجاتش به عنوان حقيقتى اصيل كه متكى به خود بوده و نياز به غير ندارد - زيرا هرچه مغاير و بيرون از آن حقيقت باشد پوچ و باطل است - در برابر عدم مطلق واقع شده و با تمام ذات خود نسبت به آن ، تخصص مىيابد . ثانيا : حقيقت وجود ، درجات و مراتبى از شدت و ضعف ، تقدم و تأخر ، فقر و غنا و مانند آن دارد و قوىترين مرتبه‌اش ، وجود واجب است كه در نهايت شدّت بوده و هيچ نقص و كمبود و حدّ عدميى در آن متصور نيست ؛ و ضعيف‌ترين مرتبه‌اش ، آن هيولاى اولى ( - مادهء نخستين ) است كه واجد همهء حدود عدمى مىباشد ؛ و ميان اين دو مرتبه ، درجات گوناگونى از شدّت و ضعف تحقق دارد . هر چه به مرتبهء واجب نزديك‌تر شويم ، شدّت وجود و كمالات وجودى بيشتر مىگردد و هرچه از آن دور تر شويم ، نقص‌ها و كمبودها افزايش مىيابد . اين اختلاف در شدّت و ضعف ، تقدم و تأخر و مانند آن ، موجب مىگردد كه وجود داراى مراتب گوناگونى شود ، و هر مرتبهء آن به واسطهء درجهء وجودى خاص خود ، از مرتبهء ديگر تخصص يابد . خصوصيت يك مرتبه ، مقوّم حقيقت وجود نيست ، امّا مقوّم آن مرتبه مىباشد ، بدين معنا كه بيرون از آن مرتبه نيست . ثالثا : حقيقت وجود در اثر اضافه به ماهيات گوناگون تخصص ديگرى مىيابد . به