السيد الطباطبائي ( مترجم : علوى )

99

على ( ع ) و فلسفه الهى ( فارسى )

مردم يا بعد از آن ، حادث مىشود . يا هنگامى كه مىگوييم خدا فلان شخص را مورد لطف خويش قرار داد و به او روزى عنايت فرمود ، منظور اين است كه او از نعمتهاى خدايى استفاده كرده است . نيز آنچه در بخش ديگر مىفرمايد : « به من بگو آيا خدا مردم را آنطور كه خودش مىخواست آفريده يا آن‌گونه كه ايشان مىخواهند ؟ » ، استدلالى است در مورد اين‌كه قضاوقدر خدا در تمام امور جريان دارد و تمام مخلوقات را از روى علمى كه جلوتر وجود داشت آفريده است و بندگان خدا با تمام شؤون وجودىشان از جمله كلّيّهء اعمال و رفتارشان متعلّق علم خدا هستند و او از اعمال و رفتار بندگانش غافل نيست . او هرگز مغلوب و مقهور ارادهء ديگران نمىباشد و مردم در اراده و مشيّتشان هيچ‌گونه استقلال و خود مختارى ندارند ، بدون اين‌كه نوع اختيارى كه دارند خللى بپذيرد . پس خدا از مردم خواسته است كه با اراده و اختيار خويش اقدام بكنند و بالأخره هم مشيّت خدا سرلوحهء تمام اعمال است و خارج از ارادهء او كارى صورت نمىپذيرد . تفصيل بحث موكول به كتابهايى مفصّل فلسفى و كلامى است .