السيد الطباطبائي ( مترجم : علوى )

98

على ( ع ) و فلسفه الهى ( فارسى )

ساحت قدس اوست . پس صفات فعليّه اگرچه به حسب ظاهر نسبتهاى حادث و نوپيدايى هستند « 1 » ليكن اساس و ريشهء آنها بستگى به وجود خدا دارد و حقيقتا به او قائم‌اند اگرچه بيان ، فكر و لغات داير بين ما كوتاهتر از آن است كه حقيقت آنها را دريابد و به تشريح آنها بپردازد . پس اين صفات هم‌چنان‌كه اشياء خارجى مورد تعلّق آنها قرار مىگيرند و بين آنها ارتباط برقرار مىگردد ، همين‌طور خود اشياء از جمله انسان به تمام معنا وابستگى به خدا دارند ( به نحوى كه با ساحت الهى ، مناسبت دارد ) اگرچه بيان و زبان ما از توضيح و تشريح حقيقت امر ، عاجز مىباشد . اين‌كه على عليه السّلام پرسيد : « آيا رحمت خدا پيش از اعمال مردم است يا پس از آن ؟ » در حقيقت استدلالى است در زمينه تقدير با اين توجيه رحمت خدا شامل حال همه است و به كسى ظلم روا نمىدارد ؛ زيرا اصل توحيد و ذوق يگانه‌پرستى مانع از اين طرز فكر است كه وقتى خدا بنده‌اى را مورد لطف و مرحمت قرار داد و بر گناهانش قلم عفو كشيد ، بگوييم كه اين صفت رحم خدا با فعل

--> ( 1 ) - مثلا هنگامى كه مىگوييم : خداوند فلانى را امروز زنده كرد ، اين صفت فعلى ؛ يعنى « احيا » اگرچه به حسب ظاهر ، امروز پديد آمده ليكن به‌طور كلّى منشأ اين صفت ، اين است كه بشر در قبضهء قدرت مطلقهء حق‌تعالى است و او هرطور بخواهد و به هرصورت اراده كند ، انجام مىدهد و به همين قياس است ساير صفات فعليّه .