السيد الطباطبائي ( مترجم : علوى )
97
على ( ع ) و فلسفه الهى ( فارسى )
هستند ؛ زيرا همگى امورى حادث و نوپيدا هستند و مثل خود طرف اضافه ، نبودهاند و بعد تحقّق پيدا كردهاند ؛ مثلا وقتى كه مىگوييم : فلان شخص مورد رحمت خدا قرار گرفته ، روزى داده شده و هدايت شده است ، از اينها صفاتى به عنوان : رحيم ، رازق و هادى انتزاع مىكنيم و به خدا نسبت مىدهيم و در واقع ، نسبتهايى هستند كه از حال متعلّق و طرف اضافه ، موقع مقايسه با كار خدا ، بهدست مىآوريم . هرشخصى از لحاظ اينكه غذايى به چنگ مىآورد و به وسيلهء آن به هستى خود ادامه مىدهد ، حالش چنين است كه از نعمتها و روزيهايى مىخورد كه روزى رسانى آنها را در اختيار او گذاشته است ، پس غذا و ساير نعمتهايى كه او از آنها استفاده مىكند ، روزى و رزق الهى و آن شخص مرزوق و روزى داده شده و خود خداى واجب الوجود ، رازق و روزىرسان محسوب مىشود و به همين قياس . پس صفاتى كه به عنوان صفات فعل خوانده مىشوند ، امورى زايد و انتزاعى هستند كه در اصطلاح فن معانى و بيان به آن « استعارهء تشبيهى » گويند . اين ، نتيجهء نخستين نظر و اوّلين تأمّل راجع به اين صفات بود ، اما دقّت در مبحث توحيد ، حقيقت و مسألهء ديگرى را روشن مىسازد كه فوقالعاده دقيقتر و عميقتر از مطلب سابق است و آن عبارت از اين است كه : وجود و مظاهر گوناگون آن و معانى و نسبتهايى كه از آن انتزاع مىشود ، همگى به خدا برمىگردند البتّه به نحوى كه سزاوار