السيد الطباطبائي ( مترجم : علوى )
64
على ( ع ) و فلسفه الهى ( فارسى )
حاصل بيان حضرت اين است كه : منظور از ازليّت عبارت از اين است كه چيزى بر موجود ازلى پيشى نگرفته باشد و چنين موجودى نبايد محدود به حدّى باشد . نيز منظور از نداشتن حد اين نيست كه خداوند در زمانهاى غيرمتناهى وجود داشته است ؛ چون در اين صورت بالأخره بر زمان منطبق مىشود و لازمهء انطباق بر زمان اين است كه موجود ، حركت يا داراى حركت باشد كه با تغيير و دگرگونى آن ، موجود نيز دگرگون مىگردد و خدا از اين نسبتها منزّه است . پس منظور از ازليّت الهى و نداشتن حدّزمانى و غيره اين است كه او داراى وجود حق و ثابتى است و هستى او بدون قيد و شرط است ؛ يعنى او بههرحال و در هرتقدير فرضى و يا خيالى ، داراى وجود است و هيچگونه دستخوش تغيير و دگرگونى قرار نمىگيرد . نتيجه اينكه : براى چنين موجودى نمىتوان فرد دوّمى تصوّر كرد و الّا ضرورتا بايد داراى حدّفاصلى باشد كه فرد اوّل را از فرد دوّم متمايز سازد و اين بر خلاف فرض است ؛ چون آنچه را كه وجود مطلق و بدون قيد و حد فرض كردهايم ، محدود گرديد . پس وجود حقتعالى بىانتهاست و ما سوى در مقابل وجود او هيچاند و موجودات قائم به او هستند و به او نياز همه جانبه دارند . پس هيچ موجودى غير از خدا به يكى از صفات كماليه مانند :