السيد الطباطبائي ( مترجم : علوى )

59

على ( ع ) و فلسفه الهى ( فارسى )

است و در معناى آن كلمه ابدا خبرى از معناى اين كلمه نيست همچنين مفهوم « قدرت » قابل انطباق بر مفهوم « حيات » نمىباشد و مفهوم حيات نيز به تمام معنا دور از مفهوم علم و قدرت است ، پس هريك از واژه‌هاى مزبور جز بر معناى خود انطباق ندارد و در محدودهء آن معنا خبرى از معانى و مفاهيم ديگر نيست ؛ البتّه اگرچه مصاديق ممكن است تمام اين صفات را يكى و به‌طور متّحد در برداشته باشد ؛ امّا سخن ما در خود مفاهيم قطع‌نظر از مصاديق است . [ شرحى بر نامتناهى بودن خدا ] خلاصهء كلام اين‌كه : خداوند هيچ‌گونه حدّى ندارد و به هيچ‌وجه وجود او محدود نمىباشد ؛ بنابراين ، دست همهء مفاهيم ذهنى و صفاتى كه عقل انسان مىخواهد به واسطهء آنها اشياء را بشناسد و يا بشناساند ، كوتاهتر از آن است كه بتواند به ساحت قدس ربوبى برسد و محيط بر او باشد و بدين‌وسيله به شناخت خدا نايل گردد ، در نتيجه ، دقّت در معناى اخلاص مستلزم اين است كه تمام صفات را از خدا نفى كنيم و اين كمال اخلاص نسبت به ذات پروردگار است و مرحلهء پنجم معرفة اللّه همين مرحله است ، مرحله‌اى كه على عليه السّلام با عبارت ذيل آن‌را خلاصه كرده است : « و كمال الإخلاص له نفى الصّفات عنه لشهادة كلّ صفة أنّها غير الموصوف و شهادة كلّ موصوف أنّه غير الصفة » . « 1 »

--> ( 1 ) - نهج البلاغهء فيض الاسلام / خ 1 : 23 . مقصود حضرت نفى مفاهيم صفات است ، امّا مصاديق اين صفات خود گواه اين هستند كه موصوف به واقعيّت اين -