السيد الطباطبائي ( مترجم : علوى )

40

على ( ع ) و فلسفه الهى ( فارسى )

خشك و تباه نمىسازد ؛ چون تعصّب است كه به‌طور كلّى هرگونه استعداد پذيرش حق و حقيقت را زايل مىكند و تغيير چنين محيط و دگرگون ساختن جامعه‌اى با اين خصوصيّت چقدر مشكل است ! و چه اندازه توانفرساست كه براى اين‌گونه ملّت و مردمى ، محيط سالم و مقتضى ايجاد شود و به جاى آنهمه رذايل نفسانى و كردارهاى زشت و نادانيهاى شقاوت‌بار و مهلك ، اوّلا اعمال صالح و نيك جايگزين گردد و ثانيا دانش و حكمت در ميان ايشان رواج پيدا كند و در مرحلهء سوّم در فلسفهء الهى چيره دست شوند . اين‌جاست كه كمالات انسانى به اوج ترقّى رسيده و سعادت دنيوى و اخروى ، يك جا اجتماع پيدا مىكند و پايان هر امرى بالأخره به سوى خداست . آرى ، پيغمبر آنچنان محيط جهل و انحطاطى را به يك جامعهء برتر و اجتماع برين مبدّل ساخت . اگر كسى در آثار اسلامى و احاديث راجع به ياران و اصحاب پيغمبر ، دقّت و تأمّل كند و اخبارى را كه راجع به آنان به دست ما رسيده و اقوال و رفتارشان را به‌طور مبسوط منعكس ساخته ، بررسى نمايد ، به رأى العين و به وضوح ، تمام اين حقيقت را درك خواهد كرد . بيشتر اين اخبار ، گزارش كارهاى نيك و اعمال صالح اصحاب و ياران پيغمبر است و نشان مىدهد كه چگونه از روش او پيروى مىكرده‌اند و در پرتو دين و تعاليم وى ، قدم برمىداشته‌اند .