السيد الطباطبائي ( مترجم : علوى )

17

على ( ع ) و فلسفه الهى ( فارسى )

آسمانى و انبيا و سفراى الهى مىتوانند مردم را به راهى مخالف فطرت و طبيعت آنان دعوت كنند و آنان را به پذيرش بدون دليل و حجّت ، امر نمايند و در نتيجه در مسير غير طبيعى و ضدّ عقل ، سوق دهند ؟ اصولا بين روش انبيا در دعوت مردم به حق و حقيقت و بين آنچه انسان از طريق استدلال درست و منطقى به آن مىرسد ، فرقى وجود ندارد ، تنها فرقى كه هست ، عبارت از اين است كه پيغمبران از مبدأ غيبى استمداد مىجستند و از پستان وحى ، شير مىنوشيدند ؛ ولى مع ذلك با مقام ارجمند و والايى كه داشتند و با وصف ارتباطى كه بين ايشان و جهان بالا برقرار بوده ، در عين حال خودشان را تنزّل داده و در سطح فكر تودهء مردم قرار مىدادند و به اندازهء فهم و درك آنان به سخن مىپرداختند و از بشر مىخواستند كه اين نيروى فطرى همگانى را به كار ببرند . « 1 » رسول خدا در حديث معروفى فرموده : « انّا معاشر الأنبياء امرنا ان نكلّم النّاس على قدر عقولهم » . « 2 » پس ساحت انبيا و دامن پيغمبران منزّه‌تر و پاكتر از اين است كه مردم را وادار كنند تا در امور ، بدون بصيرت قدم بردارند و يا آنان را به

--> ( 1 ) - يعنى توسّل به استدلال و چنگ زدن به دليل استوار و منطقى . ( 2 ) - ما پيامبران در سطح فكر عمومى مردم با آنان سخن مىگوييم ( ر . ك : اصول كافى : 1 / 23 / ح 15 ) .