السيد الطباطبائي ( مترجم : علوى )
18
على ( ع ) و فلسفه الهى ( فارسى )
تبعيّت كوركورانه مجبور سازند . وانگهى - چنانچه خاطرنشان ساختيم - سخنانى كه پيغمبران با مردم داشتند ، در محدودهء استعداد و درك و فهم آنان بوده است و اگر معجزهاى مىآوردند به استناد دليل و برهان عقلى با آنان احتجاج مىكردند و با دلالت عقلى كه آن معجزات داشتند ، صحّت دعوى خويش را به اثبات مىرساندند . قرآن كريم خود بهترين شاهد و گواه صحّت و راستى ادّعاى ماست ؛ زيرا هرچه راجع به مبدأ و معاد و ديگر مسائل ماوراى طبيعت سخن به ميان مىآورد و اجتماع بشرى را به قبول آنها دعوت مىكند ، جز از طريق استدلال و ارائهء دليل روشن ، سخن به ميان نمىآورد و به غير دليل و برهان قانع نمىشود . قرآن ، علم ، بينش و استقلال در فهم را مىستايد و جهل و تقليد كوركورانه را تقبيح نموده و به سختى مورد نكوهش قرار مىدهد . اين منطق قرآن است كه مىگويد : قُلْ هذِهِ سَبِيلِي أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلى بَصِيرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِي . . . . « 1 » « بگو اين است راه من كه با بصيرت تمام و بينش همه جانبه به سوى خدا مىخوانم خود و پيروانم را » . پس دين ، هدفى جز اين ندارد كه مىخواهد مردم به كمك استدلال و با سلاح منطق عقلى و به نيروى برهان - كه فطرتا با آن
--> ( 1 ) - يوسف : 108 .