السيد الطباطبائي

58

رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب به ضميمه مصاحبات ( طبع جديد ) ( فارسى )

اكنون كه در خود نگريستم ، ديدم ديگر اعمالم ريايى نيست و توانسته‌ام به رفع آن موفق گردم » . فَتَأمَّلْ جَيِّداً . پوشيده نماند كه از ابتداى سير و سلوك تا آخرين مرحله از آن ، سالك بايد در تمام امور ملازمِ شرع انور باشد و به قدر سر سوزنى از ظاهر شريعت تجاوز ننمايد . پس اگر كسى را ببينى كه دعوى سلوك كند و ملازم تقوا و ورع نبوده و از جميع احكام الهيهء شرعيه متابعت ننمايد و به قدر سر سوزنى از صراط مستقيم شريعت حقه انحراف نمايد او را منافق مىدان ، مگر آن‌چه به عذر يا خطا يا نسيان از او سر زند . و اين‌كه از بعضى شنيده شده است كه مىگويند : سالك پس از وصول به مقامات عاليه و وصوله به فيوضات ربانيه تكليف از او ساقط مىگردد سخنى است كذب و افترايى است بس عظيم ، زيرا رسول اكرم صلى الله عليه و آله با اين‌كه اشرف موجودات و اكمل خلايق بودند ، مع هذا تا آخرين درجات حياتْ تابع و ملازم احكام الهيه بوده‌اند . بنابراين ، سقوط تكليف به اين معنا دروغ و بهتان است . بلى ، از براى آن مىتوان معناى ديگرى نمود كه قائلان ، آن را قصد نمىنمايند و آن اين است كه اتيان اعمال عباديه باعث براى استكمال نفوس بَشَريه است و مراتب استعداد انسان به واسطهء التزام بر سُنَن عباديه از مراحل قوّه به فعليت مىرسد . بنابراين ، براى افرادى كه هنوز به مرحلهء فعليت تامه مِن جميع الجهات نرسيده‌اند عبادات آنان براى استكمال است ، ولى براى افرادى كه به مرحلهء فعليت تامه رسيده‌اند ديگر عبادت به جهت حصول استكمال و تحصيل مقام قُرب معنا ندارد ، بلكه اتيان عبادات براى چنين شخصى به عنوان ديگرى كه همان مقتضاى حصول كمال است خواهد بود . لهذا عايشه از حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله پرسيد : « پس از آن‌كه خداوند در شأن شما فرمود : « لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ » « 1 » ، پس اين اندازه رنج در تحمل عبادات براى چيست ؟ » فرمودند : « آيا مگر

--> ( 1 ) . فتح ، آيه 2 : [ تا خداوند گناهان گذشته و آيندهء تو را بيامرزد . ]