السيد الطباطبائي
57
رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب به ضميمه مصاحبات ( طبع جديد ) ( فارسى )
را معبود خود ساخته و خواستههاى نفسانى خود را مىپرستد . سالك بايد از اين مرحله عبور كند و نفس خود را كه دم از انانيت مىزند ترك بگويد . وَ سَيَأتِى الكَلامُ فيه ان شاءاللَّه تعالى . « 1 » وقتى سرانجام سالك بدين مرحله رسيد ، كم كم خود را براى خداى تعالى دوست مىداشت نيز فراموش مىكند و ديگر خودى نمىبيند و ديگر غير از جمال ازلى و ابدى ، سيما و رخسارهاى را نخواهد ديد و رفته رفته در آن درياى بىكران غرق شده ، اثرى از او نخواهد ماند . بايد دانست كه سالك بايد متوجه باشد كه در جنگ انفسى به طور كامل از عهدهء جنود شيطان برآيد و آثار نفسانيهء خود را به كلى قطع كند و اصول آنها را از زواياى مخفيهء خانهء دل بركَند ، چه اگر ذرهاى از حبّ مال و جاه و منصب و كبر و شخصيتطلبى و خويشتندوستى در او باقى باشد هرگز به كمال نخواهد رسيد ؛ لهذا بسيار ديده شده است كه كثيرى از كُمَّلين پس از سالها رياضيت و مجاهده ، به كمالات نرسيده و در جنگ انفسى شكست خوردهاند و علت آن اين است كه ريشهء بعضى از صفات هنوز در خانهء دلشان باقى بوده ، ليكن پنداشتهاند كه آن ريشه به كلى از بين رفته است ، لذا در مواقع امتحان الهى و در مظانِ بروز نفس و جلوهء آثارش ، آن ريشهها ناگهان جوانه داده و نمو نموده و كار سالك را ساختهاند . توفيق غلبهء بر نفس و جنود آن ، منوط به دستگيرى و عنايات خاصهء حضرت رب الأرباب است ، چه طى اين مرحله بدون توفيق و دستگيرى خاص او صورت نبندد . گويند : روزى مرحوم سيد بحرالعلوم - رضواناللَّه عليه - را شاگردانش خندان و متبسم يافتند . سبب پرسيدند ، در پاسخ فرمود : « پس از بيست و پنج سال مجاهده
--> ( 1 ) . [ و به زودى به خواست خداى متعال در اين زمينه گفتوگو خواهد شد . ]