السيد الطباطبائي
49
رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب به ضميمه مصاحبات ( طبع جديد ) ( فارسى )
كاينات ، چه محيط را غايت تسلط بر محاطٌ عَلَيه حاصل است ، با همه كس مصاحب و در همه جا حاضر . شيخ عبدالكريم جيلى كه يكى از عرفاست در كتاب خود به نام الانسان الكامل چنين گويد : به ياد دارم وقتى به مقدار يك لَمحه به من حالى دست داد كه خود را متحد با جميع موجودات يافتم ، به طورى كه حضور همهء آنها را بالعيان مشهود خود مىديدم ، ولى اين حال بيش از يك لحظه دوام نداشت . البته مانع از دوام و استمرار اين حال ، همانا اشتغالات به تدابير بدن است و حصول تماميت اين مراتب بعد از ترك تدبير بدن است . عارفى از عرفاى هند به نام شيخ ولى اللَّه دهلوى در كتاب خود به نام هَمَعات چنين گويد : به من آگاهانيدند كه فراغ از آثار نشئت ماديه ، پس از گذشت پانصد سال از عبور عالم ماده و مرگ صورت مىگيرد و اين مدت مطابق با نصف روز از ايام ربوبى است ، لِقَوْلِهِ عَزَّ مِنْ قائلٍ : « وَ إِنَّ يَوْماً عِنْدَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ » « 1 » . البته معلوم است كه ساير درجات و فيوضات اين عالم بىحد و نهايت است ، چون پايه و اساس وضع الفاظ بر پايهء احتياجات بشرى بوده است و در اثر توسعهء احتياجات ، دايرهء وضع الفاظ وسيعتر شده است . لذا بيان حقايق انوار تجرديهء عوالم ربوبى در قالب الفاظ غيرممكن است و هر چه از آنجا گفته شود اشاره و كنايه بوده ، نمىتواند آن حقيقت عاليه را در افهام تنزل دهد . بشر مادى كه به نص اخبار : « انْتَ في أظْلَمِ الْعَوالم » در تاريكترين عوالم از عوالم الهيه كه همين عالم ماده است زندگى مىنمايد و هر چه با چشم خود مىبيند و با دست مادى خود لمس مىنمايد از براى آنها الفاظى در حدود اختيارات روزمرهء خود
--> ( 1 ) . حج ، آيهء 47 : [ و حقاً يك روز نزد پروردگار تو مانند هزار سال از سالهايى است كه شما مىشماريد . ]