السيد الطباطبائي
45
رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب به ضميمه مصاحبات ( طبع جديد ) ( فارسى )
روزى در جايى استراحت كرده بودم . كسى مرا بيدار كرد و گفت : اگر مىخواهى نور اسفهبديه را تماشا كنى از جاى برخيز . وقتى چشم گشودم ، ديدم نورى بىحد و اندازه ، مشرق و مغرب عالم را فرا گرفته است . اللَّهُمَّ ارْزُقْنا . اين همان مرحلهء تجلى نفس است كه بدين صورت و به كيفيت نور غيرمحدود مشاهده مىشود . از اين مرحله كه مىگذرد ، سالك سعادتمند ، در اثر اهتمام در امر مراقبه به تناسبِ همان عوالم عِلْوى و به مقتضيات آن منازل و مراحل ، موفق مىگردد كه صفات بارىتعالى را مشاهده نمايد و يا اسماى ذات مقدسهء او را به نحو كليت دريابد . چه بسا در اين موقع سالك ناگهان متوجه مىگردد كه تمام موجودات جهان يك واحِدِ علم است و يا غير از يك قدرت واحده ابداً قدرتى نيست ؛ اين در مرحلهء شهود صفات است . و اما در مرحلهء شهود اسما كه از اين نيز برتر است سالك ملاحظه مىكند كه در تمام عوالِم ، عالِم يكى است و قادر يكى است و حىّ يكى است . اين مرحله از مرحلهء ادراك صفات كه در مرتبهء قلب پيدا مىشود اشرف و اكمل است : لَانَّ السّالِكَ يُصْبِحُ وَ لَا يرَى قادراً و لا عالِماً و لا حيّاً سِوَى اللَّهِ تَعالَى « 1 » . و اين شهود غالباً در حال تلاوت قرآن پيدا مىشود . چه بسا خوانندهء قرآن درمىيابد كه خواننده ، او نبوده و كسى ديگر بوده است و گاه مىشود كه ادراك مىكند كه مستمع نيز كسى ديگر بوده كه استماع مىكند . بايد دانست كه تلاوت قرآن را در حصول اين امر تأثير فراوانى است و سزاوار است كه سالك در حين اشتغال به نماز شب ، سُوَرِ عزائم را تلاوت كند ، چه از حال قيام ناگهان براى خدا به سجدهافتادن خالى از لطف نيست و به تجربه ثابت شده است كه قرائت سورهء مباركهء « ص » در نماز وتيرهء شب جمعه بسيار
--> ( 1 ) . [ زيرا سالك صبح مىكند و جز خداى متعال قادر و عالم و زندهاى نمىبيند . ]