السيد الطباطبائي
44
رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب به ضميمه مصاحبات ( طبع جديد ) ( فارسى )
چون به اطاق آمدم و در آيينه نظر انداختم ، ديدم در صورتِ من خالى بوده و من تا كنون آن را نديده بودم . و گاهى سالك متوجه مىشود كه خود را گم كرده است و هر چه جستوجو مىكند ، نمىتواند خود را پيدا نمايد . گفته شد كه اين مشاهدات در مراحل ابتدايى تجرد نفس بوده و مقيد به زمان و مكان هستند و بعداً در اثر توفيقات الهى ، سالك مىتواند تمام حقيقت نفس خود را با تجرد تام و تمامى مشاهده نمايد . از مرحوم حاج ميرزا جواد آقاى مَلكى تبريزى - رضواناللَّه عليه - نقلاست كه ايشان مدت چهارده سال شاگرد و ملازم استاد عرفان و توحيد مرحوم آخوند مولى حسينقلى همدانى - رضواناللَّهعليه - بودهاند . ايشان مىفرمودهاند : روزى استاد به من فرمود : مقام تربيت فلان شاگرد به عهدهء شماست . آن شاگرد همتى فراوان داشت و عزمى راسخ . مدّت شش سال در مراقبت و مجاهدت كوشش نمود تا به مقامى رسيد كه قابليتِ مَحضه بود براى ادراك و تجرّد نفس . خواستم اين سالكِ راهِ سعادت به دست استاد بدين فيض نايل و به اين خلعتِ الهيه مخلَّع گردد . او را با خود به خانهء استاد بردم و پس از عرض مطلوب ، استاد فرمودند : اينكه چيزى نيست و فوراً با دست خود اشاره كردند و فرمودند : تجرد مثل اين است . آن شاگرد مىگفت : فوراً ديدم كه من از بدنم جدا شدهام و در كنار خود موجودى را مانند خود مشاهده مىكنم . بايد دانست كه شهود موجودات برزخيه چندان شرافتى ندارد ، بلكه شرافت همان رؤيت نفس است در عين تجرد تام و كامل . چون نفس در اين موقع به تمام حقيقت مجردهء خود هويدا مىگردد ، موجودى مشاهده مىشود كه مقيد به زمان و مكان نبوده ، بلكه مشرق و مغرب عالم را فرا مىگيرد . و اين شهود بر خلاف شهود مراحل اوليهء جزئى نبوده ، بلكه از قبيل ادراك معانى كليه است . از مرحوم آقا سيد احمد كربلايى - رضواناللَّه عليه - كه از شاگردان معروف و مبرز مرحوم آخوند بودهاند نقل است كه فرمودهاند :