السيد الطباطبائي

39

رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب به ضميمه مصاحبات ( طبع جديد ) ( فارسى )

اين‌جا به خوبى مشاهده مىكند كه ماده و كثرات خارجيه در درون خانهء طبع او چه ذخايرى به وديعت نهاده بودند . اين‌ها همان موجودات خياليهء نفسانيه هستند كه از برخورد و علاقه به كثرات خارجيه به وجود آمده و جزءِ آثار و ثمرات و مواليد آن به حساب مىآيند . اين خيالات ، مانع از سفر او مىشوند و آرامش او را مىگيرند و چون سالك ، ساعتى بخواهد در ذكر خدا بيارَمد ناگهان چون سيل بر او هجوم آورده و قصد هلاك او را مىكنند . جان همه روز از لگدكوب خيال * وز زيان و سود و از بيم زوال نى صفا مىماندش نى لطف و فرّ * نى به سوى آسمان راه سفر بديهى است كه صدمه و آزار كثرات انفسيه ، قوىتر و نيرومندتر از كثرات خارجيه مىباشد ، چه انسان مىتواند با اختيار خود با عزلت و انزوا از مزاحمت و تصادم با كثرات خارجيه دورى جويد ، ولى البته نتواند بدين وسيله از صدمه و آزار و خيالات نفسانيه رهايى يابد ، چه اين‌ها با او قرين و هم‌جوارند . مسافرِ راهِ خدا و طريقِ خلوص و عبوديت حق ، از اين دشمنان نمىهراسد ؛ دامن همت بر ميان مىبندد و به يارى آن نغمهء قدسيه راه مقصد را در پيش مىگيرد و از عالم خيالات كه او را « برزخ » نامند خارج مىگردد . ولى سالك بايد بسيار بيدار و هوشيار باشد كه در زواياى خانهء دل ، چيزى از اين خيالات به جاى نمانده باشد ، زيرا دأب اين موجودات خياليه ، اين است كه در موقع بيرون‌كردنِ آن‌ها ، خود را در گوشه و زواياى مخفيهء دل پنهان مىكند ، به طورى كه سالكِ فريب‌خورده گمان مىكند از شر آن‌ها خلاص شده و از بقاياى عالم برزخ چيزى با خود همراه ندارد ؛ ولى آن هنگام كه مسافر به چشمهء حيات راه يافته و مىخواهد از عيون حكمت سيراب گردد ناگهان بر او تاخته و با تيغ قهر و جفا ، كارش را مىسازند . مَثَل اين سالك مَثَل كسى است كه در حوضِ خانهء خود آبى وارد ساخته است و