السيد الطباطبائي
40
رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب به ضميمه مصاحبات ( طبع جديد ) ( فارسى )
مدتى به آن دست نَزده تا تمام آلودگىها و كثافات آن تهنشين شده و آب صافى در حوض نمودار [ گشته ] و گمان مىكند اين صفا و پاكى ، پايدار و هميشه است ، ولى به محض آنكه بخواهد در حوض فرو رود يا چيزى را در حوض بشويد ناگهان تمام آن لِردها و كثافات ، آبِ صاف را آلوده نموده ، لكههاى سياه بر روى آب پديد مىآيد . لذا بايد آنقدر سالك با مجاهده و رياضت ، تحصيل آرامش خيال بنمايد كه مواليد خياليهء او در ذهن او متحجر شده و نتوانند قيام نموده و ذهن او را وقت توجه به معبود مشوش دارند . چون سالك از عالم طبع و برزخ گذشت به عالم روح وارد مىشود و سپس مراحلى را طى مىكند كه - / ان شاءاللَّه تعالى - / شرح آن به تفصيل خواهد آمد . اجمال آن اين است كه سالك توفيقيافته ، مشاهدهء نفس خود و صفات و اسماى الهيه را نموده ، كم كم به مرحلهء فناى كلى رسيده و سپس به مقام بقاى به معبود مىرسد . در اين موقع حيات ابدى بر او ثابت مىگردد . هرگز نميرد آنكه دلش زنده شد به عشق * ثبت است بر جريدهء عالم دوام ما در اثر تأمل و تدبر در آيات كريمهء قرآنيه اين اصل مسلّم مىگردد و حاصل آنكه خداوند در جايى از قرآن مجيد مىفرمايد : مسافران كشتهشدهء در راه خدا به طور جاويد زندهاند و هرگز نميرند : « وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ » . « 1 » و در جايى ديگر مىفرمايد : هر چيزى فنا و نيستىپذير است ، مگر وجه پروردگار : « كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ » « 2 » .
--> ( 1 ) . آل عمران ، آيهء 169 : [ و البته مپندار آنان را كه در راه خدا كشته شدهاند ، مردهاند ؛ بلكه زندهاند و نزد پروردگارشان به آنان روزى داده مىشود . ] ( 2 ) . قصص ، آيهء 88 : [ همه چيز نابود است مگر وجه خدا . ]