السيد الطباطبائي

63

رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب ( طبع قديم ) ( فارسى )

اين طائفه مىفرمايد : قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ - الَّذِينَ هُمْ فِي صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ - وَ الَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ . « 1 » چون اشتغال به لهويّات متفرّع بر ميل و رغبت به آنهاست و سالك مؤمن به ايمان اكبر كه به مرتبهء احسان رسيده و در او ملكه شده ابدا ميل و رغبتى به آنها ندارد ، و از طرف ديگر چون مىداند كه دو محبّت و شوق در يك دل جاى نمىگيرد لقوله تعالى : ما جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ « 2 » اگر در دل سالكى ميل و رغبت به امور لهويّه باشد إنّا « 3 » كشف مىكنيم كه ميل و رغبت الهى در او نبوده و چنين قلبى منافق خواهد بود ، چه در مورد امور راجع به خداى تعالى اظهار ميل مىكند و در امور لغويّه و لهويّه نيز رغبت و ميل دارد . و اين نفاق ، نفاق اكبر است كه در مقابل ايمان اكبر قرار دارد ، و تسليم و اطاعت قلبى آن متولّد از رغبت و اشتياق باطنى نيست بلكه متولّد از عقل و زائيدهء خوف و ملاحظه‌كاريهائى است كه در انسان پديد مىگردد . و اشاره به

--> ( 1 ) - آيهء 1 تا 3 ، از سورهء 23 مؤمنون : [ براستى كه مؤمنان رستگار شدند ، آنان كه در نمازشان خشوع دارند ، و آنان كه از لغو و بيهوده رو گردانند ] . ( 2 ) - آيهء 4 ، از سورهء 33 : احزاب : [ خداوند براى يك مرد دو دل در درونش ننهاده است ] . ( 3 ) - در اصطلاح ، « برهان انّى » ، پى بردن به علّت و مؤثّر از راه معلول و اثر را گويند .