السيد الطباطبائي

64

رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب ( طبع قديم ) ( فارسى )

همين نفاق است قوله عزّ من قائل : وَ إِذا قامُوا إِلَى الصَّلاةِ قامُوا كُسالى . « 1 » سالك هنگامى به ايمان اكبر مىرسد كه هيچ درجه از درجات اين نفاق در او نباشد و به هيچ وجه افعال او ناشى از مدركات عقليّه و صلاح انديشى و محافظه كارى و مسبّب از خوف نباشد بلكه صرفا بر اساس اشتياق و محبّت و به داعيهء عشق و ميل و رغبت انجام گيرد . هجرت كبرى چون سالك به مرتبهء ايمان اكبر رسيد بايد مهيّاى هجرت كبرى گردد ، و آن هجرت به تن است از مخالطهء اهل عصيان و مجالست اهل بغى و طغيان و أبناء روزگار خوّان ، و هجرت به دل است از مودّت و ميل به ايشان ، و هجرت به تن و دل است معا از عادات و رسوم متعارفه و اعتباريّات و مقرّراتى كه سالك را از راه خدا باز مىدارد و مانع و عائق سفر او مىگردد ، چه عادات و رسوم از مهمّات بلاد كفر است . در اجتماع مادّى ، انسان مقيّد به رسوم و عادات وهمى و خيالى است كه اهل دنيا به آن عادت دارند و سود و زيان و محاورات و معاشرتها و ردّ و بدلهاى خود را بر آن اساس استوار مىكنند . مثلا عادت بر آن جارى شده كه در مجلس مذاكره و مباحثهء علمى اگر كسى زبان در دهان نهاد و مهر خاموشى بر

--> ( 1 ) آيهء 142 ، از سورهء 4 : نساء : [ و چون به نماز ايستند به حال كسالت ايستند ] .