السيد الطباطبائي

33

رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب ( طبع قديم ) ( فارسى )

مكان هستند و بعدا در اثر توفيقات الهى سالك مىتواند تمام حقيقت نفس خود را با تجرّد تامّ و تمامى مشاهده نمايد . از مرحوم حاج ميرزا جواد آقاى ملكى تبريزى - رضوان اللّه عليه - نقل است كه ايشان مدّت چهارده سال شاگرد و ملازم استاد عرفان و توحيد مرحوم آخوند مولى حسين قلى همدانى - رضوان الله عليه - بوده‌اند ، مىفرموده‌اند : « روزى استاد به من فرمود كه : مقام تربيت فلان شاگرد به عهدهء شماست . آن شاگرد همّتى فراوان داشت و عزمى راسخ . مدّت شش سال در مراقبت و مجاهدت كوشش نمود تا به مقامى رسيد كه قابليّت محضه بود براى ادراك و تجرّد نفس ، خواستم اين سالك راه سعادت به دست استاد بدين فيض نائل و به اين خلعت الهيّه مخلّع گردد . او را با خود به خانهء استاد بردم و پس از عرض مطلوب ، استاد فرمودند : اينكه چيزى نيست و فورا با دست خود اشاره كردند و فرمودند : تجرّد مثل اينست . آن شاگرد مىگفت : فورا ديدم كه من از بدنم جدا شده‌ام و در كنار خود موجودى را مانند خود مشاهده مىكنم » . بايد دانست كه شهود موجودات برزخيّه چندان شرافتى ندارد بلكه شرافت همان رؤيت نفس است در عين تجرّد تامّ و كامل . چون نفس در اين موقع به تمام حقيقت مجرّدهء خود هويدا مىگردد ، موجودى مشاهده مىشود كه مقيّد به زمان و مكان نبوده بلكه مشرق و مغرب عالم را فرا مىگيرد . و اين شهود بر خلاف