السيد الطباطبائي

89

مجموعه رسائل ( فارسى )

ايمان دارد به اين‌كه خداوند داراى عرشى است كه احكام مربوط به آفريدگان را از آن‌جا صادر مىكند وكارگزاران او در آسمان وزمين‌كه همان فرشتگانند آن احكام را اجرا مىكنند و تمام هستى ، ملك اوست و تمام مخلوقات بندهء او واو بندگان خويش را كه همين بدن‌هاى محسوس باشند در اين سراى دنيا به تكاليفى مكلف كرده است . سپس آنها را مىميراند و از پس هستى آنان را رهسپار ديار نيستى مىكند . آن‌گاه زمانى مىآيد كه دنيا نابود مىشود ، و روزى فرا خواهد رسيد كه خداوند دوباره خلق را زنده مىكند و آنان را در آن روز كه روز گرد آمدن است ، فراهم مىآورد . نيكوكاران را به بهشتى كه جز خواهش‌هاى نفسانى در آن نيست پاداش مىدهد ، وستم‌كاران را نيز به آتشى كه جز شعله و زبانه درآن نيست به كيفر مىرساند . و همه اينها از نظر سياست حكومت وسلطنت وابهت وعزت واجراى حكم مجازات رعيت ، به شيوه‌اى است كه پادشاهان انجام مىدهند نه چيزى بيشتر و بالاتر از آن ، پس اينان يك دسته از مردمند و آن هم مقام وعملشان است . هنگامى كه يكى از زاهدان وعابدان را تصور كنيم - وايشان كسانىاند كه فنا وناپايدارى و فريب دنيا وكالاى آن وبقاى آنچه راكه نزد خداوند سبحان است ، ديده و مىدانند ومستعد براى زهد ورزى وعبادت هستند - اگر يكى از ايشان نداى دعوت‌كننده‌اى را كه به دل كندن از فريفتگىها و خواهش‌هاى دنيا و روآوردن به عبادت خدا ، براى دست‌يابى به نجات از عذاب دردناك ، و رسيدن به نعمت زوال‌ناپذير وملك پايدار فرا مىخواند ، بشنود ، ترس وبيم از خدا در دل او جاىگزين شده و ياد مرگ در برابر ديده‌اش قرار مىگيرد . پس محبت دنيا واندوه معاش را از دل خويش بيرون مىكند وهمّى جز زهد وكناره‌گيرى ازدنيا را ندارد و به طمع رسيدن به رضا وخشنودى خداوند به انجام كارهاى نيك و به تهذيب نفس خويش مىپردازد ، و نيت و عمل خويش را اصلاح مىكند و در آنچه موجب خشم پروردگار مىگردد تقوا و پروا را پيشه خود مىسازد و همه اينها را از ترس آتش وعذاب سرمدى و به