السيد الطباطبائي

82

مجموعه رسائل ( فارسى )

اما راه معرفت نفس ، راهى نتيجه بخش بوده و موجب حصول معرفت حقيقى مىشود . و آن راه اين است كه انسان ، روى دل خويش را به سوى حق بگرداند و از هر مانعى خود راجدا سازد ودل ببرد . و به خويش رجوع كند و به خود بپردازد تا آن‌كه به مشاهده خويشتن خويش نائل آيد آن خويشتنى كه حقيقتش عين نياز به خداوند سبحان است . وهركه شأنش چنين باشد مشاهدهء آن ، ازمشاهدهء مقوم آن ، جدا نخواهد بود . چنان‌كه دانستى ! پس هنگامى كه خداوند سبحان را مشاهده كرد ، ضرورتاً او رابا يك شناخت بديهى خواهد شناخت . سپس خويشتن را حقيقتاً به او خواهد شناخت ، زيرا ذاتش عين ربط و وابستگى به خداى سبحان است وسپس هر چيزى را با او و از طريق او خواهد شناخت . و در كتاب تحف العقول در روايتى از امام صادق عليه السلام به همين مطلب اشاره شده است كه حضرت مىفرمايند : من زعم أنّه يعرف اللَّه بتوهّم القلوب فهو مشرك ، و من زعم أنّه يعرف اللَّه بالاسم دون المعنى فقد أقرّ بالطعن ، لأنّ الاسم محدث ، و من زعم أنّه يعبد الاسم والمعنى فقد جعل مع اللَّه شريكاً ، و من زعم أنّه يعبد بالصفة لا بالإدراك فقد أحال على غائب ، و من زعم أنّه يضيف الموصوف إلى الصفة فقد صغر بالكبير ؛ و ما قدرواللَّه حقّ قدره . « 1 » به حضرت گفته شد پس راه توحيدكدام است ؟ فرمود :

--> ( 1 ) . هر كس گمان كند كه خدا را با توهّم قلبى شناخته مشرك است ، و هر كس گمان كند كه خدا را با اسم بدون معنا شناخته پس بر خدا طعن زده است ، زيرا اسم ، حادث و نوپديد است ، و هر كس بپندارد كه اسم و معنا را با يكديگر مىپرستد ، پس با خدا شريك قرار داده است ، و هر كس بپندارد كه ، خدا را تنها با صفتش عبادت مىكند و او را ادراك نمىشود كرد ، پس به غايب ، حواله كرده است ، و هر كس گمان كند كه موصوف را به صفت مىافزايد ، پس بزرگ را كوچك كرده است ، و آن گونه كه سزاوار و در خور اوست او را نشناختند