السيد الطباطبائي
78
مجموعه رسائل ( فارسى )
و اين ، همان معناى اين سخن خداونداست كه مىفرمايد : « مَنْ كانَ يُرِيدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِي حَرْثِهِ وَ مَنْ كانَ يُرِيدُ حَرْثَ الدُّنْيا نُؤْتِهِ مِنْها وَ ما لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ نَصِيبٍ » . « 1 » كه تفاوت دوگونه پاداش در آيه شريفه به خوبى نمايان است . همچنين است اين سخن خداوند كه مىفرمايد : « إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ » . « 2 » و اعتبار عقلى نيز مؤيد سخن ما درباره محبت است ، زيرا محبت و اشتياق نسبت به چيزى ، مايه توجه والتفات به او مىشود وتوجه كه همان عمل است آن محبت واشتياق وعلم وتوجه را تثبيت مىكند وراسخ مىگرداند وهرچقدر ثبوت چيزى بيشتر گردد ، ظهور آثار آن و هر آنچه كه بدان تعلق وارتباط دارد تمامتر وكاملتر مىگردد . و فشرده سخن اينكه : اين چنين معرفتى ، كه نيازمند به عمل است ، تحصيل ودستيابى به آن ازدو راه قابل تصور است : سير آفاقى و سير انفسى . راه اولى كه سير آفاقى باشد ، عبارت است از تفكر وتدبر ونظر كردن به موجودات آفاقى ، از مخلوقات ومصنوعات خداوند و نشانههاى او درآسمان و زمين كه همگى خارج از لوح نفس مىباشند . تا اينكه اين انديشه وتدبر مايه و موجب پيدايش يقين نسبت به خدا واسماء وافعال او گردد ، زيرا اين نشانهها ومخلوقات ، تمامى آثار و ادلهء وجود خداوند هستند وعلم وآگاهى از دليل ، موجب علم وآگاهى به مدلول مىگردد بالضروره . و راه دوم كه سير انفسى باشد ، عبارت است از رجوع وبازگشت به نفس وشناخت
--> ( 1 ) . هر كس حاصل مزرعه آخرت را بخواهد ما برتخمى كه كاشته مىافزاييم وهركه تنها حاصل كشت دنيا را بخواهد او را هم از آن نصيب مىكنيم ولى درآخرت ( از نعمت ابدى آن ) نصيبى نخواهد داشت ( 2 ) . كلمه نيكوى توحيد به سوى خدا بالا رود و عمل نيك خالص ، آن را بالا برد