السيد الطباطبائي
45
مجموعه رسائل ( فارسى )
مىراند و دمبهدم چنين است . و اين خود موجب ضعف صورت اين حقايق و معارف حقيقى در نفس مىشود و در اين هنگام ، تأثير صورتهاى حقايق و معارف ، از نظر پديد آوردن لوازم و آثار خود در نفس ، رو به ضعف مىگذارد ، و اين است كه گفته شده دوستى دنيا اساس و سر تمامى گناهان است : « حُبُّ الدّنيا رأسُ كلّ خطيئةٍ » . و اين گروه كه گفته شد ، نمىتوانند به مقام انقطاع تام و كامل برسند و نمىتوانند از اعتقادات حقيقى ، آن هم تنها به نحو اجمالى ، و از اعمال بدنى كه گاهى توجهى نيز مىآورد و موجب توجه به مبدأ و معاد در عبادات مىگردد ، بالاتر و فراتر روند . پس ، اگر ما در حال اين سه دسته كه گفته شد ، تأمل و انديشه كنيم خواهيم يافت كه در امورى با يكديگر اشتراك دارند و در امورى از هم فاصله مىگيرند . پس آنگونه توجه و انقطاعى كه در دستهء سوم يافت مىشود ممكن است در دستهء اول و دوم نيز يافت شود ، نه به عكس ، و يا مثلًا آنچه در دستهء دوم پديدار مىگردد در دستهء اول نيز پديد آيد ، نه به عكس . از اينجا آشكار مىگردد كه برنامهء تربيت و پرورش هر يك از اين سه دسته اشاره شده شباهتها و تفاوتهايى دارد . و براى همين است كه ما ، در شريعت مقدس اسلام مىبينيم كه يك سلسله احكام نظرى و عملى عمومى وجود دارد كه شامل واجبات و محرمات است و اهمال و فروگذارى آن براى هيچ دسته و گروهى روا نيست . و در عين حال احكامى مخصوص ذوق و پسند دستهء سوم نيز وجود دارد كه متعلق به جميع امور از جزئى و كلى بوده ، شامل مستحب و مكروه و مباح است . اين احكام با وعده و وعيد در مورد بهشت و دوزخ در دل اين گروه جاى گرفته است و با خوگرفتن به امر به معروف و نهى از منكر و تكرار اين عمل ، باور قلبى ايشان گشته است و برجاى مىماند ، زيرا تكرار و عادت نزد عوام مردم ، خود قوىترين برهان است . و احكامى نيز مخصوص طبقهءدوم هست كه نسبت به دستهء سوم داراى افزايشها و فزونىهايى است . و عمدهء فرق بين دستهء دوم و دستهء سوم ،