السيد الطباطبائي

30

مجموعه رسائل ( فارسى )

چنان‌كه اين سخن خداوند ، به مطلب ياد شده گواهى مىدهد كه مىفرمايد : « يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ » . « 1 » اين آيه به خوبى به ما مىفهماند كه حيات دنيا غير از جنبهء ظاهرىاش ، چهرهء ديگرى نيز دارد كه همان آخرت است . اين مطلب را كه گفتيم ، از نحوهء كاربرد واژهء « غفلت » در آيهء شريفه استنباط مىكنيم ، چنانچه اگر شما به دوست خود بگوييد كه : شما ظاهر سخن مرا گرفته‌ايد و از چيز ديگرش غفلت كرده‌ايد ، اين سخن شما مىرساند كه آن چيز ديگر كه مورد غفلت واقع شده است همان باطن كلام شماست . و بر اين مدعا ، اين سخن خداى سبحان دلالت مىكند كه مىفرمايد : « فَأَعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلَّى عَنْ ذِكْرِنا وَ لَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَياةَ الدُّنْيا * ذلِكَ مَبْلَغُهُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اهْتَدى » . « 2 » از اين آيه به دست مىآيد كه ذكر خداوند سبحان همان راه يافتن به سوى اوست و اعراض از ذكر او ، همان گمراه شدن از راه اوست . و ذكر خداوند سبحان جز با دورى و كناره‌گيرى از حيات دنيا به دست نمىآيد . و كسى كه از ذكر خداوند اعراض كرده است علمش از حدّ حيات دنيا تجاوز نمىكند و به فراتر از آن ، كه تنها با ذكر خدا و ياد او به دست مىآيد ، راه نمىبرد . پس ، غير از زندگانى دنيا ، چيز ديگرى وجود دارد كه در طول آن است كه بسا علم به آن مىرسد و بسا فقط در حد حيات دنيا توقف مىكند . بيان بيشتر درباره اين مطلب ، بايستى از آنچه كه در اواخر اين فصول خواهد آمد ، پى گرفته شود . البته در اخبار و روايات ، در خصوص اين مطلب ، بياناتى در كتاب بحارالانوار و

--> ( 1 ) . اكثر به امور ظاهرى زندگى دنيا آگاهند و از عالم آخرت به كلى بىخبرند ( 2 ) . تو هم [ اى رسول ] از هر كس كه از ياد ما رو گردانيد و جز زندگانى دنيا را نخواست به كلى اعراض كن ، منتها علم و فهم اين مردم تا همين حد است و خدا به حال آن‌كه از راه حق گمراه شد و آن‌كه هدايت يافت كاملًا آگاه است