السيد الطباطبائي
245
مجموعه رسائل ( فارسى )
ثبت شده است . و آگاهى است از آنچه قضاى حتمى خداوندى به آن تعلق گرفته و لازمهء اين مطلب اين است كه هيچگونه تكليفى به متعلق اينگونه علم ( از آن جهت كه متعلق اينگونه علم است و حتمىالوقوع مىباشد ) تعلق نمىگيرد و همچنين قصد و طلبى از انسان با او ارتباط پيدا نمىكند ، زيرا تكليف همواره از راه امكان به فعل تعلق مىگيرد و از راه اينكه فعل و ترك هر دو در اختيار مكلفاند ، فعل يا ترك خواسته مىشود و اما از جهت ضرورىالوقوع و متعلق فضاى حتمى بودن آن محال است مورد تكليف قرار گيرد . مثلًا صحيح است خدا به بندهء خود بفرمايد : فلان كارى كه فعل و ترك آن براى تو ممكن است و در اختيار توست بكن ، ولى محال است بفرمايد : فلان كارى را كه به موجب مشيّت تكوينى و قضاى حتمى من ، البته تحقق خواهد يافت و برو برگرد ندارد بكن يا مكن ، زيرا چنين امر و نهى لغو و بىاثر مىباشد . همچنين انسان مىتواند امرى را كه امكان شدن و نشدن دارد اراده كرده ، براى خود مقصد و هدف قرارداده ، براى تحقق دادن آن به تلاش و كوشش بپردازد ، ولى هرگز نمىتواند امرى را كه بهطور يقين ( بىتغيّر و تخلّف ) و بهطور قضاى حتمى شدنى است ، اراده كند و آن را مقصد خود قرارداده ، تعقيب كند ، زيرا اراده و عدم اراده و قصد و عدم قصد انسان كمترين تأثيرى در امرى كه به هرحال شدنى است و از آن جهت كه شدنى است ، ندارد ( دقت شود ) . و از اين بيان روشن مىشود كه : 1 . اين علم موهبتى امام عليه السلام اثرى در اعمال او و ارتباطى با تكاليف خاصهء او ندارد . و اصولًا هر امر مفروض از آن جهت كه متعلق قضاى حتمى و حتمىالوقوع است متعلق امر يا نهى يا اراده و قصد انسانى نمىشود . آرى متعلق قضاى حتمى و مشيّت قاطعهء حق متعال مورد رضا به قضاست ؛ چنان