السيد الطباطبائي

244

مجموعه رسائل ( فارسى )

راه اكتساب ، به همه چيز واقف و از همه چيز آگاه است و هرچه را بخواهد به اذن خدا ، به ادنى توجهى مىداند . البته در قرآن كريم آياتى داريم كه علم غيب را مخصوص ذات خداى متعال و منحصر در ساحت مقدس او قرار مىدهد ، ولى استثنايى كه در آيهء كريمهء « عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً * إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ » « 1 » وجود دارد نشان مىدهد كه اختصاص علم غيب به خداى متعال به اين معناست كه غيب را مستقلًا و از پيش خود ( بالذات ) كسى جز خداى نداند ، ولى ممكن است پيغمبران پسنديده به تعليم خدايى بدانند و ممكن است پسنديدگان ديگر نيز به تعليم پيغمبران آن را بدانند ، چنان كه در بسيارى از اين روايات وارد است كه پيغمبر و نيز هر امامى در آخرين لحظات زندگى خود علم امامت را به امام پس از خود مىسپارد . و از راه عقل براهينى است كه به موجب آنها امام عليه السلام به حسب مقام نورانيّت خود كامل‌ترين انسان عهد خود و مظهر تام اسما و صفات خدايى و بالفعل به همه چيز عالم و به هر واقعهء شخصى آشناست و به حسب وجود عنصرى خود به هر سوى توجه كند ، براى وى حقايق روشن مىشود . ( ما تقرير اين براهين را نظر به اين‌كه به يك سلسله مسائل عقلى پيچيده متوقف و سطح آنها از سطح اين مقاله بالاتر است ، به محل مخصوص آنها احاله مىدهيم ) . اين علم تأثيرى در عمل و ارتباط ، با تكليف ندارد نكته‌اى كه بايد به سوى آن عطف توجه كرد اين است كه اين‌گونه علم موهبتى به موجب ادلهء عقلى و نقلى كه آن را اثبات مىكند قابل هيچ‌گونه تخلف نيست و تغيّر نمىپذيرد و سرمويى به خطا نمىرود و به اصطلاح علم است به آنچه در لوح محفوظ

--> ( 1 ) . جن ، آيات 26 - 27