السيد الطباطبائي
237
مجموعه رسائل ( فارسى )
خصايص ذات واجب الوجود است كه احدى از ممكنات قطعاً در آن با او شركت ندارد . بلكه مراد از علم حضورى امام انكشاف معلومات است نزد او فعلا در مقابل انكشاف شأنى بر او با قوه و اراده كه از آن تعبير آوردهاند : لو شاء أن يعلم لعلم ؛ در صورتى كه مىخواهد و مىداند و احتياج ندارد كه هر وقت خواست بداند مىداند چنانچه با اندك تأمل روشن است . « وَ لا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِما شاءَ » . « 1 » علم خدا عين ذات اوست و به آن نتوان احاطه رسانيد پس مورد احاطه به معلومات است و استثنا فرموده و هر مقدارى كه خودش بخواهد به برگزيدگانش از معلومات خود احاطه مىدهد و استثنا قطعاً تحقق يافته است و خدا قادر است هر مقدار بخواهد به پيغمبر و امام به معلومات خود علم دهد و قادر است آنها را به همه چيز عالم نمايد جلو قدرت غير متناهى خدا را نتوان گرفت . و به جهت رفع اشتباه از بعضى اذهان ساده و سطحى ، فرق ميان علم خداوند تعالى و علم امام و فعليت آن در اينجا مشروحاً بيان مىشود : 1 . علم خدا قديم ، علم امام حادث و موهوبى از جانب خداست . 2 . علم خدا به نحو عليت و معلوليت است ، علم امام به نحو انكشاف است . 3 . علم خدا عين ذات اوست ، علم امام زايد بر ذات اوست . 4 . علم خدا ازلى است ، علم امام در ازل نبود مسبوق به عدم است . 5 . علم خدا محتاج به توجه نيست ، علم امام محتاج به توجه است . 6 . علم خدا لايتناهى و غير محدود است ، علم امام متناهى و محدود است « 2 » .
--> ( 1 ) . بقره ، آيه 255 ( 2 ) . پس از تأمل در آنچه بيان شد و نيز تأمل در فروق مذكوره ، سطحى بودن آنچه ابن شهر آشوب در كتاب منسوب به وى به نام متشابهات القرآن گفته روشن مىشود - رجوع شود به كتاب متشابهات ، ص 211 كه مطالب صحيحه را با سقيمه خلط كرده و مطلب حق و صحيح را واضح نكرده است و عظمت آن بزرگوار و تقليد از وى نبايد اذهان را بگيرد : « الحق أحق أن يتبع »