السيد الطباطبائي
222
مجموعه رسائل ( فارسى )
و اين مسلك همان است كه در برهان ، توسط دو قياس ، بر عكس ترتيب حد طى مىكنيم . ابتدا علت را وضع مىكنيم و از آن كمال مذكور معلول را نتيجه مىگيريم و سپس وجود موضوع محدود را از آن استنتاج مىكنيم و مىگوييم : زمين بين ماه و خورشيد قرار گرفته است . و هر گاه چنين باشد نور محو مىشود ، پس نور ماه محو شده است ، و هر گاه چنين باشد كسوف حاصل مىشود ، پس ماه كسوف كرده است . پس ( حد ) در قياس علت واقع مىشود و سپس معلول و پس از آن موضوع بر عكس ترتيب حد قرار مىگيرند . معناى مشتمل بر علت را مبدأ برهان مىگويند ، زيرا در برهان حد اوسط قرار مىگيرد . و معناى معلول را نتيجه برهان مىنامند ، زيرا نتيجه قياس اول قرار مىگيرد . اين است مشاركت بين حد و برهان . همانطور كه دانستى ، برهان لم بايد بر تمام علت ، كه معلول با آن ضرورت مىيابد . مشتمل باشد ، حد تام نيز همينطور است . علت تامه ، مجموع علتهاى اربعه - فاعلى ، غايى ، مادى و صورى - در مركبات خارجى و مانند آن است ، و در بسائط فقط علتهاى فاعلى و غايى وجود دارد ، و تفصيل اين مطلب در فلسفه اولى مطرح است . و در اين صورت « حد » در « برهان لم » حد وسط قرار مىگيرد . سپس ، همانطور كه ذكر كردهاند ، مىگوييم : از آنجا كه صورت صحيح هر شىء آن چيزى است كه با عين مطابقت دارد ، و اعراض و جواهرى كه وجودشان لغيره است از محل قابل خود انفكاكپذير نيستند ، پس در تحديد اين امور ناچار بايد موضوع و محلى كه شىء جز با آن تمام نمىشود ذكر گردد . مثال اين مطلب چنين است : تحديد « قوس » به اينكه ، آن « قطعهاى از دايره است » ، در اينجا حد زايد بر محدود است . « 1 »
--> ( 1 ) . زيادت حد بر محدود ، از بحث هايى است كه در مورد « حد » صورت مىگيرد . در بسيارى از حدود و تعريفات ماناچار چيزى را در تعريف اخذ مىكنيم كه در ماهيت محدود داخل نيست . كه اين امر را زيادت حد بر محدود مىنامند . مانند : تعريف عرض ، وقتى كه مىگوييم : عرض موجودى است در موضوع ؛ در اينجا ما موضوع را در حد عرض اخذ مىكنيم در حالى كه موضوع خارج از ماهيت عرض است . يا مثلًا در تعريف بنّا مىگوييم : بنّا كسى است كه بنا را مىسازد ؛ در اينجا نيز بنا كه در حد بنّا اخذ مىشود ، از ماهيت بنا خارج است و يا وقتى در تعريف قوس مىگوييم : « قوس قطعهاى از دايره است » ، در واقع « دايره » را كه خارج از ماهيت « قوس » است در حد « قوس » اخذ مىكنيم ؛ و اينها همه از موارد زيادت حد بر محدود است