السيد الطباطبائي
223
مجموعه رسائل ( فارسى )
حد وسط قرار دادن علتها هم ، چنانچه گذشت ، از اين قبيل است . سپس ، همانطور كه ذكر كردهاند ، مىگوييم : حد با برهان كسب نمىشود ، زيرا حد براى محدود اولى الثبوت است ، و برهان « اولى » را نتيجه نمىدهد ، زيرا « اولى » مطلوب نيست . همچنين برهانى كه حد را نتيجه دهد ، حد اصغر آن « محدود » است و ضرورتاً حد اكبر آن « حد » است و حد اوسط آن يا « محدود » است يا « حد » است و يا غير اين دو . و بنابر شق اول مصادره بر مطلوب اول لازم مىآيد ، و بنابر شق دوم يا مصادره بر مطلوب اول لازم مىآيد و يا اينكه لازم مىآيد كه براى شىء واحد بيش از يك حد باشد و اين ، چنانچه در فصل دوم از اين مقاله گذشته ، ممتنع است . و بنابر شق سوم يا لازم مىآيد كه حد ، حد را بيان كند . مانند : انسان ضاحك است ، و هر ضاحك محدود است به حيوان ناطق . و يا اينكه لازم مىآيد بر حمل اقتصار شود ، مانند : هر انسان ضاحك است و هر ضاحك حيوان ناطق است . كه اگر حد با حد بيان شود . كبرى كاذب خواهد بود ، زيرا - چنانچه گذشت - حدِّ چيزى حدِّ غير آن نخواهد بود . و اگر حد با حد بيان نشود معلوم نمىشود كه آن حد است . پس روشن شد كه حد با برهان كسب نمىشود . و روشن شد كه آنچه اكتساب نمىشود حمل حد يا حمل جزء حد است . اما حد بودن ، يا جزء حد بودن نه خير ، زيرا مثلًا فرق است بين حيوان كه محمول بر انسان است و بودن آن جنس قريب براى انسان ، زيرا اولى بيّن است و دوم غير بيّن . از اينجا روشن مىشود كه اجزاى حد ، مثل خود حد با برهان كسب نمىشود . و از آن و از آنچه كه گذشت روشن مىشود كه حدود منطقى و اجزاى آن امكان