السيد الطباطبائي

208

مجموعه رسائل ( فارسى )

از تمام اين مطالب روشن مىشود كه هر علمى داراى يك موضوع است ، نيز محمولات علوم عوارض ذاتى موضوعاتشان هستند . هم‌چنين علوم به علم اول منتهى مىشوند . نيز روشن مىشود كه در بقيه علوم برهان‌هاى شرطى اقامه مىشود . نيز روشن مىشود كه علوم داراى سه جزء هستند : موضوعات ، محمولات ومبادى ، و هيچ برهانى جز باقياس استثنايى تمام نمىشود ؛ و هم‌چنين هرگاه موضوع مسئله از موضوع علم اخص باشد ناچار بايد تقسيمى انجام شود . نيز روشن مىشود كه علم الهى بر هيچ يك از علوم جزئى توقف ندارد ، بلكه امر بر عكس است . نيز روشن مىشود كه محال است علم جزئى لميت علم كلى را روشن كند . سپس در فصلى ديگر بيان مىكنيم كه علوم گاهى به عموم وخصوص اختلاف پيدا مىكنند ، و گاهى به تباين . و چه بسا علوم در بعضى از مسائل اشتراك داشته باشد . وحد اوسطهاى استعمال شده در براهين علم يا مساوى موضوع علم اند يا به وجهى با موضوع علم مساوى در نظر گرفته مىشوند . و اين كه برهان‌ها گاهى از علمى به علم ديگر منتقل مىشوند ، وكيفيت اين انتقال را بيان مىكنيم . از اين جا روشن مىشود كه مسائل عام درعلم اعم حد اوسط برهان‌هاى علم اخص هستند ، هرگاه به نحو مخصص اخذ شوند ، و اينها خود به خود مسائل علم اخص هستند ، و با اين بيان مقاله را تمام مىكنيم ، ان شاء اللَّه تعالى . فصل دوم : در حقيقت علوم برهانى و اجزاى آنها و احكام آنها از اين جهت كه علوم برهانى هستند از آن‌جا كه در قضيه برهانى محمول ، عرض ذاتى موضوع است ، وتصور عرض ذاتى از تصور موضوع آن بىنياز نيست ، يعنى موضوع عرض ذاتى يا مقوم موضوع