السيد الطباطبائي

209

مجموعه رسائل ( فارسى )

عرض ذاتى ، در حد عرض ذاتى ماخوذ است ؛ يا عرض ذاتى در حد موضوع مأخوذ است ، بنابراين آنچه عروض آن بر محمول به نحوى است كه در تصور وعروض از موضوع بى نياز نيست ، آن هم عرض ذاتى موضوع است ؛ و همين‌طور آنچه كه بر محمول محمول ، حمل مىشود نيز چنين است وتاآخر . و در طرف موضوع نيز چنين است . عرض ذاتى گاهى ازموضوع خود اخص است ، يعنى همان‌طور كه دانستى بر حصه‌اى از موضوع حمل مىشود ، بنابراين ، اين محمول به همراه عوارض ساير حصص بر سبيل تردد عرض ذاتى تمام موضوع است . « 1 » پس در اين‌جا قضايايى وجود دارد كه موضوع بعضى از آنها ، يامجموع عده‌اى از آنها براى محمول ديگرى عرض ذاتى است و اين امر از بالا به قضيه‌اى منتهى مىشود كه محمول آن محمول نداشته باشد در صورتى كه براى موضوع موضوع آن عرض ذاتى باشد ، و از پايين به قضيه‌اى منتهى مىشود كه اگر عارض ذاتى موضوع آن باشد ، محمول محمول آن وجود نداشته باشد . بيان اين مطلب در فصل سوم از مقاله اول گذشت ، و اين همان چيزى است كه « علم » ناميده مىشود . از اين‌جا روشن مىشود كه هرعملى داراى موضوعى است كه تمام محمولات علم از عوارض ذاتى آن موضوع هستند ، و اين همان چيزى است كه معلم اول از آن چنين اراده كرده است كه واجب است برهان يك مسئله ازامور مناسب به اعلم منعقد شود ، و اگر چنين نباشد يقين حاصل نمىشود . « 2 » چه بسا هنگام نبودن برهان از امور مناسب به اين مطلب قناعت شود ، و اين امر در

--> ( 1 ) . عده‌اى بر اين عقيده‌اند كه مثلًا ، عليت و معلوليت ، قوه و فعل ، وجود و امكان و . . . دو به دو از عوارض ذاتى « وجودبما هو وجود » هستند ؛ اما مثلًا عليت ، قوه و ماكان عرض ذاتى حصه‌اى از « وجودبما هو وجود » و معلوليت ، فعل و وجوب عرض ذاتى حصه‌اى ديگر از « وجود بما هو وجود » هستند ( 2 ) . ارسطو ، انولوطيقا الاواخر ، فصل 2 از مقاله اول ، 71 ب : 15 - 30