السيد الطباطبائي
201
مجموعه رسائل ( فارسى )
اين كه : هر آنچه به « ج » وصف شود ، تا زمانى كه به « ج » متصف است به « ب » هم متصف است ، هر چند وجود ذات آن چيز شرط نشده باشد ، زيرا در اينجا محمولات ضرورى اجناس و فصول و عوارض ذاتى لازم است ولزوم اينها از اين جهت ضرورت ندارد ، زيرا هرگاه چيزى متصف به « نوع » باشد لازم نيست كه به جنس يا فصل يا حد يا لازم آن نوع نيز دائماً متصف باشد ، بلكه فقط تا زمانى به اين امور متصف است كه به نوع متصف است ، وهرگاه « نوع » زايل شود ، قطعاً حدآن ونيز اكثر فصول آن زايل خواهد شد . اما جنس ، چه بسا كه زايل شود ؛ مثلًا وقتى سفيدى از بين رفت و بىرنگ شد ، يا حلوا طعم خود رااز دست داد ، در اين صورت نوع و جنس آن ( كه سفيدى و رنگ ، وحلوا وطعم باشد ) با هم از بين مىروند ، و چه بسا ( جنس ) از بين نرود ، همانطور كه وقتى سياه از بين رفت وسفيد شد ، دراين صورت حمل نوع باطل مىشود اما حمل جنس باطل نمىشود . » « 1 » از تمام اين مطالب گذشته روشن مىشود كه قضاياى اعتبارى برهان ندارند ، زيرا فاقد ضرورت وكليت هستند . و بايد دانست ، همانطور كه معلم اول تذكر داده است « 2 » ، كه ممكن است برهان از مقدماتى كه اكثراً غير دائمى است تأليف يابد ، ونتيجهاى كه اكثراً يقينى است حاصل آيد ، مگر اين كه اين هم به وجهى به انگيزه بازگشت كند ، مانند آنچه درمورد قضاياى جزئى بحث شد . فصل پنجم لازم است مقدمه برهان مشتمل بر سبب باشد ، يعنى اگر سببى دركار باشد علم به مقدمه ، علمى باشد كه از طريق آن سبب حاصل شده باشد .
--> ( 1 ) . شفاء ، برهان ؛ فصل اول از مقاله دوم ، ص 122 ( 2 ) . مقايسه كنيد با : ارسطو ، انولوطيقا الاواخر 4 173 الف : 25 - 40