السيد الطباطبائي

187

مجموعه رسائل ( فارسى )

هم‌چنين روشن شد كه احكام مادى براى موضوعات خود با حدس حاصل مىشوند ، زيرا چنانچه گذشت ، احكام مادى به حس منتهى مىشوند ، و حس بر آنچه كه مىيابد در آن حال حكم مىكند ، پس ناچار بايد در حكم بر عدم وجود موضوع ديگرى غير از آن ، از حدس استفاده شود . هم‌چنين روشن شد همان‌طور كه در مقدمات علمى حدس وجود دارد ، در مقدمات « ظنى » نيز ، هر گاه مقدمات ظنى باشد ، حدس وجود دارد . همان‌طور كه گفته‌اند متواترات ذاتاً ضرورى نيستند ، زيرا مقدمه متواتر آن است كه ، علم به اخبار گروهى كه عادتا هم‌آهنگى آنها بر دروغ ممتنع است را ايجاب مىكند . و افعال ( انسان ) بر حسب اختلاف انگيزه‌ها و اتفاق آنها متفق و مختلف است ، و انگيزه‌ها به طبايع و عادات منتهى مىشوند و عادات به طبايع منتهى مىگردند ، و هر قدر تعداد آدميان بيشتر شود اختلاف در انگيزه‌ها و در افعال آنان بيشتر است ، و تمام اين مطالب از تجربه به دست مىآيد ؛ هر چند عقل مجرد يا صرف نظر از تجربه ، عدم اختلافات را انكار نكند . پس هر گاه اخبار ، على رغم اختلاف انگيزه‌ها ، يك‌سان باشند ، قطعاً از غير انگيزه ، كه عبارت از حس صادق است صادر شده‌اند . از اين‌جا معلوم مىشود كه مقدمه متواتر ذاتاً غير ضرورى است ، و به تجربه منتهى مىشود ، و تجربه نيز به اوليات استناد دارد . اين بود مطلوب ما . و تواتر در مقدمات محسوس جريان دارد . همان‌طور كه گفته‌اند ، مقدمه تجربى نيز ذاتاً ضرورى نيست ، زيرا تجربه عبارت است از حكم بر يك موضوع به خاطر تكرر وجود آن موضوع نزد تجربه‌گر به صورت غالب يا دائم ؛ حكمى كه اين نكته راايجاب مىكند كه ، علم به موضوع از طريق سبب است و اتفاقى نيست ، زيرا آنچه اتفاقى است دائمى يا اكثرى نيست . اين حكم ، از آن‌جا كه ضرورتاً دائمى يا اكثرى است ، هر گاه ناشى از يك سبب باشد ، اين سبب بايد شامل شىء و غير آن نيز باشد تا حكم عام گردد ، لكن اين حكم به يك چيز