السيد الطباطبائي
182
مجموعه رسائل ( فارسى )
چنان كه گذشت به مقدمات اولى منتهى مىشوند . همچنين مؤيد اين مطلب اين است كه مقدمه غير اولى يا محسوس است و يا غير محسوس ، اما محسوس بودن آن محال است ، زيرا اين امكان است كه حس طرفين را واقع شود بدون اين كه چيز سومى را شامل گردد ، وهمينطور است متواتر ، مجرب وحدسى ، زيرا هر يك از اينها چنانچه خواهد آمد از قياسهايى حاصل مىشوند كه فطرت از آنها غافل است ، و از اينجا آشكار مىگردد كه قياس خفى موجود در مقدمه قضاياى فطرى از اوليات تأليف مىشود . همانطور گفتهاند مقدمات محسوس ضرورى بالذات نيستند ، و من در بيان اين مطلب مىگويم : اگر اين مقدمات بالذات ضرورى بودند ، شك در آنها ياتصديق نقيض آنها ممتنع مىبود . وحال آن كه ما چه بسا در محسوسات اشتباه مىكنيم ، مانند اين كه ما چه بسيار دايره كه آن رامستدير و چه بسا دايره كه آن را كج مىبينيم ، و دو خط موازى را در دور دست متقارب ، و در نهايت متصل مىيابيم ، ومثلًا يك چيز معين را هر قدر به چشم ما نزديك شود بزرگ مىبينيم و هر قدر از چشم ما دور گردد كوچك مىبينيم و اگر يك شعاع زياد امتداد يابد سمت چپ را راست وسمت راست را چپ احساس مىكنيم وپايين را بالا وبالارا پايين مىيابيم وساكن را متحرك و متحرك را ساكن درك مىكنيم و چيزهاى بسيار ديگرى ازاين قبيل كه اقليدس در كتاب مناظر بر آنها برهان اقامه كرده است وابن هيثم در كتاب خود درباره مناظر مرايا تعداد زيادى از اشتباهات مبصرات مستقيم ومنعكس را برشمرده است ، همچنين چشم نيز داراى اشتباهاتى ديگر است كه از دو صناعت سيمياوشعبده به دست مىآيد . همچنين اعتقاد داريم كه صوت مسموع عيناً آن چيزى است كه حادث مىشود و در مورد صدا و هر صوت منعكس و در مورد امور زمانى و در بسيارى از چيزها به خاطر اختلاف مزاج در قواى بساوايى ، چشايى وبويايى اشتباه مىكنيم ، و در مورد هر آنچه مىيابيم اعتقاد داريم كه در ( عالم ) خارج يافتهايم ، در صورتى كه در حس