السيد الطباطبائي
152
مجموعه رسائل ( فارسى )
يكديگر در چيست ؟ و اين كه كدام يك ازمبادى تصديقيه ما ، خود به خود ، ضرورى وقطعى است ؛ و اين كه اقسام ضرورياتى كه درمنطق پذيرفته شدهاند چند است وآيا اين ضروريات به همديگر متكى هستند ودرنهايت به كدام قسم از اقسام ضرورى منتهى مىشوند ؟ و اين كه حس ومحسوسات تا چه پايه دركسب معرفت براى ما ضرورى هستند و اين كه چه منبعى مبدأ اول آغاز معرفت بشرى محسوب مىشود و اينكه اقسام برهان چنداست وكدام قسم آن توليد يقين مىكند وكدام قسم نه ؟ و اينكه برهان بايداز چه نوع مقدماتى تأليف شود تا توليد يقين كند ؟ و اين كه اقسام معارف بشرى چه رابطهاى مىتوانند ، و بايد ، باهم داشته باشند ؟ ومسائلى از اين دست كه تماماً در حوزه فلسفه علم جاى مىگيرند ، نه درحوزه علوم . 2 . بنابراين آنچه كه تحت عنوان « برهان » مورد بررسى قرار مىگيرد ، درواقع مبادى تصوريه ومبادى تصديقيه علوم است ؛ و از اينجاست كه منطقيون اكثراً صناعت « برهان » را صناعت « حد و برهان » تلقى كردهاند . مبادى تصوريه شامل « حد » ، ومبادى تصديقيه شامل « برهان » مىشود و در صناعت « برهان » هر دوى اين مبادى مورد بررسى است . 3 . درتمام منابع اصلى منطق ، مانند منطق ارسطو ، شفا و اساس الاقتباس محقق طوسى ، باب بسيار مفصلى راجع به صناعت « برهان » وجود دارد ؛ ودراين منابع تحقيقات بسيار عالى و ارزشمندى درمورد مسائلى كه دربند 1 به آنها اشارت رفت انجام گرفته است . اما با كمال تأسف ، بعدها كسانى كه به نوشتن آثار منطقى مبادرت كردهاند ، رفته رفته مطالب اين صناعت را آن چنان تلخيص كرده و از صورت تحقيقى درآورده وجامه تعليمى بودن به اندام آن پوشاندهاند كه به جرئت مىتوان ادعا كرد كه مايه اصلى بحث « برهان » از بين رفته است . امروزه دركتاب هاى رايج منطق قديم آنچه وجود ندارد ، جنبه هاى تحقيقى مسائل منطقى وتحقيقات مفصل قدما وپيشينيان دربارهء آنهاست .