السيد الطباطبائي

140

مجموعه رسائل ( فارسى )

فصل هفتم‌در تقسيم علم حصولى به تصور و تصديق علم حصولى به تصور و تصديق منقسم مىگردد ؛ با اين توضيح كه وقتى ما علم پيدا مىكنيم به اين كه آتش سوزاننده است ، صورت آتش به تنهايى ، و صورت سوزانندگى به تنهايى در ظرف ادراك ما موجود مىشود ؛ و يك امر سومى نيز در ادراك ماست كه عبارت است از ثبوت سوزانندگى براى آتش . در اين تحليل هر يك از دو امر اول را تصور و امر سوم را تصديق مىناميم و حقيقت تصديق همانا حكم و اذعان نفس است به ثبوت محمول براى موضوع و به عبارتى ديگر ، نفس ، محمول را بر موضوع بار مىكند كه تبيين آن چنين است : در آغازى كه نفس انسان شروع به ادراك مىنمايد ، صورتى را كه از طريق حس مثلًا درك مىكند و فرض كنيم كه نخستين صورت ادراكى وى حرارت است ، آن را تصور نموده ، پس از آن در خزينهء خيال خويش مىسپارد ، سپس كه سفيدى را مثلًا تصور مىكند ، مىيابد كه سفيدى غير حرارت است ، سپس كه بار دوم حرارت را تصور مىكند ، مىيابد كه اين مدرك نو ، بر صورت حرارت بايگانى شده در خزينهء خيال منطبق مىشود . پس فعاليتى انجام مىدهد و صورت حرارت نو ، ادراك را بر صورت مخزونه‌اش تطبيق نموده ، و اين نو را همان مخزون قرار مىدهد ، و بر همين منوال است فعاليت نفس ، هنگامى كه امور مركب از ذات و اعراض را تصور مىكند ؛