السيد الطباطبائي
95
مجموعه رسائل ( فارسى )
بالقوه و يكى بالفعل است ، و با تأمل اندك روشن مىشود كه وجود مفروض ، وجودى است مشكك يعنى هر مرتبهء لاحقى آن ، قوىتر از سابقى است ، و سابقى نسبت به لاحقى ، قوه و ماده است ، و چنين وجود سيالى عين حركت است ، زيرا هر حدى از حدود آن ، خلق جديد است و معناى حركت همين است . نگاهى باريك به اين تبيين قرآنى كه به مجموعهء اجسام طبيعى گسترش مىدهد ، ترديدى به جا نمىگذارد كه خلق جديد مستمرالوقوع در جهان طبيعت ، از طريق كون و فساد يعنى حدوث صورتى متعانق با زوال صورت دگر به نحو خروج دفعى و آنى ، ممتنع است ، بلكه اين آفرينش تازه به تازه ، نو به نو جز از طريق حركت ، ممكن نيست ، پس مواد عالم طبيعت ، به صور حركات ، مصورند كه هر حدى از آن نوعى از انواع جوهرى است ، و چنانكه در محل خود ثابت گرديده كه وجود فىنفسه و وجود ناعتى در موضوعات جوهرى واحدند ، در اين صورت الزاماً متحرك عين حركت است ، و متحركات جوهرى در تحركشان عين حركاتند و جهان طبيعى علىالدوام در خلق جديد و آفرينش نوين نامتناهى است كه مبدأ قابلى اين آفرينش محيرالعقول قوه محض ، و غايت آن ، فوز به مقام تجرد است . نكتهء قابل توجه اين است كه قرآن كريم ، معاد و بعث را نقطهء پايان خلق جديد اعلام نفرموده بلكه در آن نشئهء جديد نيز آفرينندگىهاى نو به نو را در شكلهاى گوناگون اعلام فرموده است و اين آفرينندگى را شامل هر دو گروه از اهل سعادت و متفاوت دانسته و مىفرمايد : « وَ بَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ كُلَّما رُزِقُوا مِنْها مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقاً قالُوا هذَا الَّذِي رُزِقْنا مِنْ قَبْلُ وَ أُتُوا بِهِ مُتَشابِهاً وَ لَهُمْ فِيها أَزْواجٌ مُطَهَّرَةٌ وَ هُمْ فِيها خالِدُونَ » . « 1 »
--> ( 1 ) . بقره ، آيه 25