السيد الطباطبائي

84

مجموعه رسائل ( فارسى )

دينى در اسلام گرد سه محور ياد شده ( توحيد ذاتى ، ولايت مطلقه ، نبوت عامه ) مىچرخد . البته به كارگيرى گرايش‌هاى فطرى و فطرت ساده در مورد تشريع احكام در اين شريعت مقدس ( اسلام ) به نتايج گران‌قدر و شگفت انگيزى در تمام امور مربوط به ملكات و اخلاق و اعمال انجاميده است كه هيچ‌يك از شرايع گذشته بر آن پيشى نگرفته است . اما در مورد ملكات اخلاقى ، بايد دانست كه ملكه يك‌نوع علم و آگاهى است و انسان كامل جز حق نمىبيند و انسانى كه در طريق كمال جويى است شايسته نيست كه به غير از حق به كسى توجه كند . بنابراين ديگر موردى براى اخلاق رذيله و زشت و رذائلى همچون عجب و خودپسندى و كبر و خود بزرگ بينى و ريا و سمعه و خودنمايى و جبن و بخل و دوستى جاه و مقام و گرايش به دنيا و مانند آن باقى نمىماند . بنابراين طبق روش اخلاقى اسلام ( كه آدمى را از طريق توحيد و توجه تام و انحصارى به خدا سير مىدهد و تربيت مىكند ) ، اخلاق فاضله با خدا و براى خدا انجام مىگيرد . اين مطلب را نيك درياب ! و به جانم سوگند كه چه تفاوت بسيارى است بين اين‌كه گاهى انسان يك رذيلت اخلاقى را ، مثلًا رذيله جبن و ترسويى را ، از راه توجه نكردن به غير حق تعالى ازنفس و لوح ضمير خود پاك كند ، به طورىكه چيزى غير از خدا نبيند و نداند تا از او بترسد ، و بين اين‌كه يه كوقت براى زدودن و دفع اين رذيله اخلاقى به خدا توكل كند كه اين روش رايج شرايع است . و نيز چقدر تفاوت است بين روش‌هايى كه گفته شد با اين روش اخلاقى كه يك‌وقت انسان براى دفع رذيله‌اى مانند ترسويى به اين روش تمسك جويد كه وقوع چيزى كه باعث ترس شود امرى است « ممكن الوجود » و « مساوى الطرفين » كه وجود و عدمش هر دو احتمالى يك‌سان دارند و خوف و جبن ( ترسويى ) با ترجيح يافتن جانب وجود بر جانب عدم تحقق مىيابد و ( ترجيح بلامرجح ) هم كه محال و قبيح است . يا اين‌كه مثلًا به اين طريق متوسل شود كه جبن و